در دو مقاله قبل فهمیدیم برند ملی چیست و از چه شش حوزهای ساخته میشود. اما شاید این سؤال برای خواننده سایت شما پیش بیاید: خب، اگر یک کشور برند ملی قوی نداشته باشد، چه میشود؟ مگر بدون برندسازی ملی نمیتوان زندگی کرد؟
اگر معاونت علمی قرار بود ایران آینده را بسازد، چرا هنوز تصویر جهانی ایران بیشتر به گذشته و بحران گره خورده تا به نوآوری و فناوری؟
این داستان نشان میدهد که «نادرهای طبیعی» چگونه میتوانند برند یک کشور را جهانی کنند.
این داستان میگوید چطور یک کشور کوچک محاصرهشده با تکیه بر «سرمایه فرهنگی و انسانی»، برندی فراتر از محدودیتهای سیاسی ساخته است.
این داستان میگوید چطور یک کشور کوچک با منابع طبیعی محدود، با تمرکز بر «کیفیت زندگی» و «سرمایهگذاری روی انسان»، برندی ساخته که فراتر از محصولات صادراتی (نوکیا، بازی موبایل کلش آو کلنز، و محصولات چوبی)، یک «الگوی جهانی» شده است.
تیم ملی تکواندو ایران را شاید بتوان موفقترین تیم رزمی ایران در عرصه بینالمللی نامید. تکواندو کاران ایران در المپیک، قهرمانی جهان و بازیهای آسیایی افتخارات زیادی کسب کردهاند و این رشته را به یکی از محبوبترین ورزشهای رزمی در ایران تبدیل کردهاند. در این پرونده، از این غول تکواندو آسیا و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
تیم ملی کشتی ایران را شاید بتوان موفقترین و پرافتخارترین تیم ورزشی تاریخ ایران نامید. کشتی، ورزش ملی ایران، ریشه در اساطیر و فرهنگ پهلوانی دارد و تیم ملی کشتی ایران، همواره یکی از قدرتهای اول جهان بوده است. در این پرونده، از این نماد قدرت و غیرت ایرانی و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
تیم ملی فوتبال ایران را شاید بتوان محبوبترین و پُرطرفدارترین برند ورزشی ایران نامید. تیمی که شش بار به جام جهانی صعود کرده، سه بار قهرمان آسیا شده، و میلیونها ایرانی را در شبهای به یادماندنی به خیابانها کشانده است. در این پرونده، از این نماد غرور ملی و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
بندر شهید رجایی را شاید بتوان قطب تجارت خارجی ایران و مهمترین کریدور صادرات و واردات کشور نامید. بندری که بیش از نیمی از تجارت خارجی ایران و بیش از ۸۵ درصد ترانزیت کانتینری کشور از آن عبور میکند. در این پرونده، از این شاهراه اقتصادی و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
فرودگاه بینالمللی شهید دستغیب شیراز را شاید بتوان مهمترین دروازه ورود گردشگران خارجی به قلب تمدن و فرهنگ ایران نامید. فرودگاهی که سالانه میلیونها مسافر را به سرزمین حافظ و سعدی و تخت جمشید منتقل میکند. در این پرونده، از این قطب هوانوردی جنوب و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
فرودگاه بینالمللی امام خمینی را شاید بتوان مهمترین پروژه زیرساختی هوانوردی ایران پس از انقلاب نامید. فرودگاهی که جایگزین فرودگاه مهرآباد (درون شهری) شد و اکنون دروازه اصلی ورود گردشگران خارجی و تبادلات تجاری هوایی ایران با جهان است. در این پرونده، از این شاهراه هوایی و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
جاده ترانزیتی شمال-جنوب ایران را شاید بتوان مهمترین کریدور حمل و نقل در غرب آسیا نامید. مسیری که دریای خزر را به خلیج فارس و دریای عمان متصل میکند و مسافت حمل کالا از هند و چین به اروپا را تا ۴۰ درصد کاهش میدهد. در این پرونده، از این شاهراه تجاری و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
برند ملی صربستان ترکیبی است از «هویت تاریخی قوی»، «بار ژئوپلیتیکی»، و «تلاش برای عادیسازی تصویر در اروپا».
اگر وزارت صنعت، معدن و تجارت متولی اصلی صادرات و برند اقتصادی ایران است، چرا هنوز «ساخت ایران» در بازار جهانی، بیشتر با ناشناختگی و ریسک شناخته میشود تا با کیفیت، نوآوری و اعتماد؟
اگر سازمان سرمایهگذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران مسئول جذب سرمایه و اعتماد اقتصادی جهانی است، چرا هنوز تصویر اقتصاد ایران برای بسیاری از سرمایهگذاران، بیش از آنکه فرصتمحور باشد، پرریسک و غیرقابل پیشبینی به نظر میرسد؟
پیستهای اسکی ایران را شاید کمتر کسی در خارج از کشور بشناسد، اما دیزین یکی از بزرگترین و مجهزترین پیستهای اسکی جهان است. در این پرونده، از این بهشت سفید در دل البرز و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
جزایر خلیج فارس را فقط با سواحل ماسهای و تفریحات آبی نمیتوان شناخت. هر جزیره داستانی جداگانه دارد؛ از خاک سرخ هرمز تا دلفینهای هنگام و دره ستارگان قشم. در این پرونده، از این مرواریدهای خلیج فارس و ظرفیت برند شدنشان میگوییم.
پسته ایران فقط یک آجیل نیست. خیلی بیشتر از این حرفهاست. پسته ایرانی، حاصل هزاران سال صبوری انسان در دل کویر است. جایی که آب قنات، جان درختان را نجات میدهد و آفتاب سوزان کرمان و یزد، به مغز آن طعمی میدهد که هیچ جای دنیا پیدا نمیشود.
این داستان میگوید چطور اتریش با تمرکز بر «احساس زیستن» و نه صرفاً جاذبههای فیزیکی، و با کمپینهای بازاریابی خلاقانه و نوآورانه (از NDA تا The Austrian Synapse)، برند خود را در جهان تثبیت کرده است.
این داستان میگوید چطور یک کشور جنگزده با اصلاحات اقتصادی هوشمندانه، گشایش درها به روی سرمایهگذاری خارجی، و صبر استراتژیک، توانست برند ملی خود را بازسازی کند.