شش وجه کلیدی برند ملی؛ مدل انهولت و چرایی جامعیت آن
سایمون انهولت پس از سالها تحقیق در دهه ۲۰۰۰ به این نتیجه رسید که ادراک مردم جهان از یک کشور، هرگز تکبعدی نیست. شما ممکن است محصولات آلمانی را دوست داشته باشید، اما برای مهاجرت به آلمان تردید کنید. یا ممکن است عاشق فرهنگ ایتالیا باشید، اما برای سرمایهگذاری در آن کشور احساس خطر کنید.
14050318163252
تاریخ و ساعت خبر:
90
کد خبر:
برند ملی - در مقاله قبل فهمیدیم که برند ملی «مجموع ادراکات مردم جهان درباره یک کشور در شش حوزه» است. اما این شش حوزه دقیقاً کدامند؟ چرا دقیقاً شش تا؟ و چرا مدل سایمون انهولت در بیش از ۱۵۰ کشور جهان به عنوان مرجع اصلی برندسازی ملی پذیرفته شده است؟
در این مقاله، بدون وارد شدن به آمار پیچیده یا رتبهبندی کشورها، هر یک از این شش حوزه را با مثالهای ساده و قابل درک توضیح میدهیم. هدف این است که خواننده سایت شما دقیقاً بداند وقتی از «برند ملی» صحبت میشود، در هر حوزه باید چه انتظاری داشته باشد و عملکرد یک کشور را چگونه بسنجد.
---
**[بخش اول: چرا دقیقاً شش حوزه؟]]
سایمون انهولت پس از سالها تحقیق در دهه ۲۰۰۰ به این نتیجه رسید که ادراک مردم جهان از یک کشور، هرگز تکبعدی نیست. شما ممکن است محصولات آلمانی را دوست داشته باشید، اما برای مهاجرت به آلمان تردید کنید. یا ممکن است عاشق فرهنگ ایتالیا باشید، اما برای سرمایهگذاری در آن کشور احساس خطر کنید.
به همین دلیل، برند ملی یک کشور از برآیند شش حوزه مجزا اما مرتبط ساخته میشود. این شش حوزه به گونهای انتخاب شدهاند که هم «قابل اندازهگیری» باشند و هم «قابل تأثیرگذاری توسط دولت و مردم».
در ادامه هر حوزه را جداگانه توضیح میدهیم.
---
**[بخش دوم: حوزه اول – صادرات]**
صادرات یعنی تصویری که مردم جهان از محصولات و خدمات یک کشور دارند.
آلمان با خودروهایش، ژاپن با الکترونیک، فرانسه با عطر و مد، ایتالیا با طراحی و سوئیس با ساعتها شناخته میشود. این تصاویر مثبت به تمام محصولات آن کشور «حسن اعتبار» میدهد.
برعکس، کشورهایی که فقط مواد خام صادر میکنند، معمولاً برند صادراتی ضعیفتری دارند. مثلاً «ساخت چین» بیست سال پیش نماد کیفیت پایین بود، اما امروز با برندهایی مثل هواوی و شیائومی، این تصویر در حال تغییر است.
پرسش کلیدی برای ارزیابی برند صادراتی یک کشور: آیا مردم جهان برای خرید محصولات این کشور حاضرند پول بیشتری بپردازند؟
---
**[بخش سوم: حوزه دوم – حکمرانی]**
حکمرانی یعنی میزان اعتماد عمومی مردم جهان به دولت و نهادهای سیاسی یک کشور.
این حوزه شامل عواملی مثل شفافیت، مبارزه با فساد، ثبات سیاسی، احترام به قانون و حقوق شهروندان میشود. کشورهای اسکاندیناوی، کانادا و نیوزیلند در این حوزه نمرات بالایی دارند.
تأثیر این حوزه بر برند ملی بسیار قوی است. چون اگر مردم جهان به دولت یک کشور اعتماد نداشته باشند، بعید است آن کشور را برای سرمایهگذاری، گردشگری یا حتی خرید کالا انتخاب کنند.
نکته جالب: گاهی کشوری از نظر صادرات قوی است، اما حکمرانی ضعیف برند کلی آن را تخریب میکند. روسیه نمونه بارز این وضعیت است.
---
**[بخش چهارم: حوزه سوم – فرهنگ و میراث]**
این حوزه شامل هنر، موسیقی، سینما، ادبیات، تاریخ، معماری و حتی غذاهای یک کشور میشود.
ایتالیا و فرانسه در این حوزه قدرت تاریخی و هنری دارند. کره جنوبی در بیست سال اخیر با سینما (انگل)، موسیقی (کیپاپ) و سریالهایش یک برند فرهنگی قدرتمند ساخته است. آمریکا با هالیوود و موسیقی پاپ، فرهنگ خود را به کل جهان صادر کرده است.
نکته مهم: میراث تاریخی به تنهایی کافی نیست. کشورهایی مثل مصر و یونان میراث عظیم دارند، اما نتوانستهاند آن را به یک برند ملی پویا تبدیل کنند. برای موفقیت، باید «میراث» با «تولید فرهنگی معاصر» ترکیب شود.
---
**[بخش پنجم: حوزه چهارم – مردم]**
مردم یعنی تصویری که جهان از شهروندان یک کشور دارد. آیا مردم مهماننوازند؟ خلاقند؟ سختکوشند؟ صادقند؟ منظمند؟
مثلاً تصویر مردم ژاپن با نظم و ادب گره خورده. تصویر مردم ایتالیا با خونگرمی و شلوغی. تصویر مردم کانادا با مهربانی و مدارا.
این حوزه خطرناکترین حوزه برای برند ملی است، چون معمولاً کلیشهها و پیشداوریها در آن نقش بزرگی دارند. اما در عین حال، یک کشور میتواند با دیپلماسی عمومی و تعاملات مردمی، این تصویر را بهبود ببخشد.
برای مثال، تصویر مردم ایران در جهان واقعی اغلب با تصویر سیاسی کشور متفاوت است. بسیاری از خارجیهایی که به ایران سفر کردهاند، «مهماننوازی ایرانی» را قویترین وجه برند ملی ایران میدانند.
---
**[بخش ششم: حوزه پنجم – گردشگری]**
گردشگری یعنی تمایل مردم جهان به بازدید از جاذبههای طبیعی، تاریخی و تفریحی یک کشور.
این حوزه آشناترین بخش برند ملی برای عموم مردم است. تبلیغات «دبی»، «مالزی ترولی آسیا» یا «تایلند سرزمین لبخندها» همه در این حوزه تعریف میشوند.
اما نکته مهم: گردشگری فقط یک وجه از برند ملی است. ممکن است کشوری گردشگرپذیر باشد، اما در حوزه صادرات یا حکمرانی ضعیف عمل کند. ترکیه مثالی از کشوری است که گردشگری قوی دارد، اما برند کلی آن همچنان با چالشهایی در حوزه حکمرانی و سرمایهگذاری مواجه است.
---
**[بخش هفتم: حوزه ششم – مهاجرت و سرمایهگذاری]**
این حوزه شامل دو بخش است: تمایل مردم جهان به زندگی و تحصیل در یک کشور، و تمایل سرمایهگذاران به راهاندازی کسبوکار در آن کشور.
کشورهایی مثل کانادا، استرالیا و آلمان در این حوزه نمرات بالایی دارند. آنها نه تنها برای مهاجرت کاری جذابند، بلکه به مقصد تحصیلی دانشجویان بینالمللی هم تبدیل شدهاند.
این حوزه آخرین حلقه برند ملی است، چون نشان میدهد تصویر مثبت یک کشور تا چه حد به «اقدام عملی» تبدیل میشود. شما میتوانید از تعطیلات در ایتالیا لذت ببرید، اما آیا حاضرد فرزندتان را برای تحصیل به آنجا بفرستید؟ یا کسبوکارتان را به آن کشور منتقل کنید؟
پاسخ به این سؤال، نمره نهایی یک کشور در حوزه مهاجرت و سرمایهگذاری را تعیین میکند.
---
**[بخش هشتم: چرا این مدل جامع است؟]**
دلیل جامعیت مدل انهولت در سه چیز خلاصه میشود:
اول اینکه همه ابعاد مؤثر بر تصویر یک کشور را پوشش میدهد، از اقتصاد تا فرهنگ تا سیاست.
دوم اینکه قابل اندازهگیری است. هر ساله موسسه GfK با نظرسنجی از دهها هزار نفر در بیش از ۲۰ کشور جهان، نمره هر کشور را در شش حوزه محاسبه و منتشر میکند.
سوم اینکه به کشورها میگوید دقیقاً در کدام حوزه ضعف دارند. بسیاری از کشورها نمیدانند چرا تصویرشان در جهان خوب نیست. مدل انهولت به آنها میگوید: مشکل شما صادرات است یا گردشگری؟ حکمرانی است یا مردم؟
---
**[بخش نهم: جمعبندی و ارتباط با مقالات بعدی]**
حالا میدانیم برند ملی از شش حوزه ساخته میشود: صادرات، حکمرانی، فرهنگ و میراث، مردم، گردشگری، مهاجرت و سرمایهگذاری.
در مقالات بعدی این پرونده، هر کدام از این حوزهها را با جزئیات بیشتر بررسی خواهیم کرد. همچنین خواهیم دید که چرا ایران در برخی حوزهها پتانسیل بالایی دارد، اما در حوزههای دیگر دچار ضعف جدی است.
اما قبل از آن، در مقاله سوم میخواهیم به این سؤال پاسخ دهیم: چرا ایران اصلاً به برندسازی ملی نیاز دارد؟ و عدم توجه به آن چه هزینههایی برای اقتصاد و اعتبار بینالمللی کشور داشته است؟
---
**[خلاصه برای مدیران]**
– شش حوزه برند ملی عبارتند از: صادرات، حکمرانی، فرهنگ و میراث، مردم، گردشگری، مهاجرت و سرمایهگذاری.
– موفقیت در یک حوزه به تنهایی برای ساختن یک برند ملی قوی کافی نیست.
– مدل انهولت به دلیل جامعیت، قابل اندازهبودن و قابلیت تشخیص نقاط ضعف، در بیش از ۱۵۰ کشور جهان استفاده میشود.
– تصویر ایران در حوزه «مردم» معمولاً بهتر از سایر حوزهها ارزیابی میشود، اما در حوزههای «حکمرانی» و «سرمایهگذاری» چالشهای جدی دارد.
---
**[در مقاله بعدی این پرونده بخوانید:]**
«چرا ایران به برندسازی ملی نیاز دارد؟ هزینههای غفلت از تصویر بینالمللی»
بررسی عینی هزینههای عدم توجه به برند ملی برای اقتصاد، گردشگری، سرمایهگذاری خارجی و جایگاه بینالمللی ایران.
---
**[منابع پیشنهادی برای ارجاع در سایت شما:]**
– Anholt, S. (2010). Places: Identity, Image and Reputation
– Nation Brands Index (NBI) – GfK Annual Reports
– Simon Anholt official website: www.simonanholt.com
برای دانلود فایل ضمیمه کلیک کنید

بازگشت به ابتدای صفحه
پارلمان بخش خصوصی یا بازیگر خاموش برند اقتصادی ایران؟
1405-03-18 _ تعداد بازدید: 9
اگر اتاق بازرگانی نماینده بخش خصوصی ایران است، چرا هنوز بخش خصوصی نتوانسته تصویر جهانی قدرتمندی از اقتصاد ایران بسازد؟
بیشتر بدانیم
صدای ایران برای جهان یا رسانهای محدود به مخاطبان همسو؟
1405-03-18 _ تعداد بازدید: 1
اگر معاونت برونمرزی صداوسیما قرار بود صدای ایران برای جهان باشد، چرا هنوز جهان ایران را بیشتر از رسانههای رقیب میشناسد؟
بیشتر بدانیم
موتور دیپلماسی علمی ایران یا نظام دانشگاهی منزوی از جهان؟
1405-03-18 _ تعداد بازدید: 2
اگر وزارت علوم مسئول توسعه علمی کشور است، چرا هنوز «ایران علمی» نتوانسته به یکی از ستونهای اصلی برند ملی ایران تبدیل شود؟
بیشتر بدانیم
برند ملی اینترنتی؛ نقش شبکههای اجتماعی، اینفلوئنسرها و محتوای وایرال
1405-03-18 _ تعداد بازدید: 2
تا دو دهه پیش، برند ملی در تلویزیونهای بینالمللی، روزنامههای بزرگ و مجلات معتبر ساخته میشد. یک کشور برای بهبود تصویر خود نیاز به پوشش خبری مثبت در CNN یا بیبیسی داشت. آن روزها تمام شد.
بیشتر بدانیم