روایت عینی و بیواسطه «یان» (Yan)، جهانگرد و مستندساز بینالمللی از کانال پرمخاطب Little Chinese Everywhere، دریچهای چندبعدی به جامعه، فرهنگ، هنر معماری و زیست روزمره در ایران میگشاید. او که سه بار به مناطق مختلف ایران سفر کرده، کشورمان را «پُر سوءتعبیرترین کشور جهان در رسانههای بینالمللی» مینامد.
در عرصه بینالمللی امروز، کشورها نه تنها با یکدیگر رقابت نمیکنند، بلکه برای جلب توجه، سرمایه، گردشگر و نفوذ سیاسی نیز به رقابت میپردازند. در این رقابت، «برند کشور» به عنوان یکی از ابزارهای کلیدی دیپلماسی عمومی ظاهر شده است. اما چگونه میتوان برندی ساخت که هم معتبر باشد و هم مؤثر؟ پاسخ این پرسش در مطالعه تطبیقی دو کشور آمریکای لاتین – پرو و اروگوئه – نهفته است.
در عصر دیپلماسی عمومی، کشورها بهدنبال ابزارهایی فراتر از سیاست رسمی برای جلب hearts and minds مخاطبان جهانی هستند. یکی از مؤثرترین این ابزارها، غذا و فرهنگ آشپزی است. اصطلاح «گاسترودیپلماسی» یا «دیپلماسی آشپزی» در دو دهه اخیر بهعنوان راهبردی نوین برای برندسازی ملی، تقویت قدرت نرم و ایجاد ارتباط عاطفی با ملتها مطرح شده است.
ارتقای برند ملی ایران نیازمند تدوین یک استراتژی جامع و هماهنگ است که در آن نهادهای دولتی، بخش خصوصی، رسانهها، دانشگاهها و جوامع محلی نقشآفرینی مشترک داشته باشند. همچنین استفاده از فناوریهای نوین، دیپلماسی فرهنگی، روایتسازی حرفهای و توسعه گردشگری پایدار میتواند شکاف میان تصویر واقعی ایران و برداشتهای بینالمللی را کاهش دهد.
آیا فرهنگ، دیپلماسی عمومی، آموزش، نوآوری و اعتبار بینالمللی میتوانند به خلق ثروت برای یک کشور منجر شوند؟ پژوهش تازهای که در سال 2026 منتشر شده، با استفاده از مدلهای اقتصادسنجی نشان میدهد قدرت نرم تنها یک مفهوم سیاسی یا فرهنگی نیست، بلکه میتواند یکی از عوامل مؤثر در افزایش ارزش اقتصادی برند ملی باشد. این یادداشت ضمن مرور یافتههای پژوهش، نقاط قوت و محدودیتهای آن را بررسی کرده و پیامدهای آن را برای سیاستگذاری برندسازی ملی در ایران تحلیل میکند.