در روابط بینالملل قرن بیستویکم، تعاملات میان کشورها بیش از آنکه متکی بر ابزارهای نظامی یا اقتصادی (Hard Power) باشد، بر پایه دیپلماسی فرهنگی، آموزش و ارتباطات بینالمللی شکل میگیرد. طبق نظریه سازندهگرایی (Constructivism)، واقعیت سیاسی جهان را ایدهها، هویتها و هنجارهای مشترک میسازند.
در عرصه روابط بینالملل معاصر، زبان دیگر صرفاً ابزاری برای ارتباط روزمره نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین حاملهای مشروعیت فرهنگی، ایجاد جذابیت بینالمللی و گسترش «قدرت نرم» (Soft Power) کشورها تبدیل شده است. کشوری که بتواند زبان خود را به یک سرمایه نمادین و زیرساخت ارتباطی در سطح جهانی تبدیل کند، سهم مهمی در شکلدهی به افکار عمومی، افزایش نفوذ فرهنگی و ساخت برند ملی (Nation Branding) خود خواهد داشت.
سمینار مجازی ضرورت خروج از بن بست نهادی در برندسازی ملی ایران به میزبانی اندیشکده ایران آینده و بصورت برخط با ارائه دکتر ابوالفضل ولوی پژوهشگر حوزه برندسازی ملی برگزار شد.
مهمترین سیاست فرهنگی کره از اواسط دههی 90 تاکنون که نقش بزرگی در تصویرسازی و شناخت این کشور داشته، سیاست برند ملی کرهای بوده است. تمامی سیاستهای برندسازی دولت کره را میتوان در پدیده جهانی به نام «هالیو» یا موج کرهای دنبال کرد. کره در مسیری حرکت کرد که هرجا اسمی از این کشور و محصولات آن شنیده میشد بدون درنگ موج کرهای همنشین آن باشد. مقصود از موج کرهای گسترش اقبال به تولیدات رسانهای و فرهنگ عامهپسند کره جنوبی است که در زبان کرهای از آن به «هالیو» یاد میشود.
در این گزارش با نگاهی تاریخی به سیاست های فرهنگی کشور کره و شرح اهم برنامه ها در هر دوره تاریخی تلاش می شود تا تصویری منسجم از سیاست های فرهنگی این کشور ارائه شود. در پایان این گزارش با استفاده از مدل چهارگانه سیاست فرهنگی فرایند توسعه فرهنگی کره جنوبی و نسبتش با فرایند دولت سازی در کره جمع بندی می شود. از این منظر توانایی دولت برای بسیج بودجه فرهنگی متناسب با سیر صعودی هزینه های فرهنگی و هدایت آن براساس اهرم سرمایه گذاری خصوصی برای صنایع فرهنگی و خلاق یکی از ویژگی های قابل توجه دولت حامی در کره جنوبی است.
مرکز پژوهش های مجلس با انتشار گزارشی به واکاوی تصویر برند ملی جمهوری اسلامی ایران در بعد فرهنگی پرداخت.
اندونزی با جمعیت مسلمان بیش از 230 میلیون نفر، بزرگترین کشور مسلمان جهان، آرزوی دیرینهای دارد: تبدیل شدن به «قبله» جهانی صنعت مد مسلمانان. این آرمان در اسناد بالادستی کشور از جمله برنامه میانمدت توسعه ملی (RPJMN) 2025-2029 و آییننامه وزارت اقتصاد خلاق شماره 8/2025 تثبیت شده است که صنعت مد مسلمانان را به عنوان یکی از ستونهای اصلی اکوسیستم زنجیره ارزش حلال معرفی میکند.
گزارش حاضر به بررسی عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به عنوان قرارگاه محوری دیپلماسی فرهنگی کشور، در پشتیبانی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی سوم پرداخته است. بررسی داده های افکارسنجی ها در کشورهای جهان حاکی از وجود ظرفیت های مهمی در زمینه همدلی با جمهوری اسلامی ایران و مخالفت با جنگ افروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی در جهان است. بااین حال، ارزیابی میدانی اقدام های سازمان نشان دهنده شکافی میان «ظرفیت های سیاستی و محیطی» با «خروجی های عملیاتی» است.
رواندا در سال 1994، صحنه یکی از فجیعترین نسلکشیهای تاریخ بشر بود. در کمتر از صد روز، نزدیک به یک میلیون نفر از اقلیت توتسی و هوتوهای میانهرو به قتل رسیدند. اقتصاد ویران، زیرساختها نابود، و برند ملی رواندا در جهان با یک کلمه شناخته میشد: «نسلکشی». اما رواندا در سه دهه پس از آن، یکی از چشمگیرترین داستانهای بازسازی در تاریخ معاصر را رقم زده است.
در عرصه بینالمللی امروز، کشورها نه تنها با یکدیگر رقابت نمیکنند، بلکه برای جلب توجه، سرمایه، گردشگر و نفوذ سیاسی نیز به رقابت میپردازند. در این رقابت، «برند کشور» به عنوان یکی از ابزارهای کلیدی دیپلماسی عمومی ظاهر شده است. اما چگونه میتوان برندی ساخت که هم معتبر باشد و هم مؤثر؟ پاسخ این پرسش در مطالعه تطبیقی دو کشور آمریکای لاتین – پرو و اروگوئه – نهفته است.
در عصر دیپلماسی عمومی، کشورها بهدنبال ابزارهایی فراتر از سیاست رسمی برای جلب hearts and minds مخاطبان جهانی هستند. یکی از مؤثرترین این ابزارها، غذا و فرهنگ آشپزی است. اصطلاح «گاسترودیپلماسی» یا «دیپلماسی آشپزی» در دو دهه اخیر بهعنوان راهبردی نوین برای برندسازی ملی، تقویت قدرت نرم و ایجاد ارتباط عاطفی با ملتها مطرح شده است.
برندسازی ملی در جهان دیگر صرفاً یک موضوع تبلیغاتی یا ارتباطی نیست. کشورها تلاش میکنند با مدیریت تصویر، هویت و شهرت خود، جایگاه متمایزی در اقتصاد، سیاست، فرهنگ و روابط بینالملل به دست آورند. اما یک پرسش اساسی درباره ایران وجود دارد: ما تا چه اندازه درباره برندسازی ملی ایران دانش منسجم و قابل اتکایی تولید کردهایم؟
برند ملی فقط مجموعهای از شعارها، نمادها یا کمپینهای تبلیغاتی یک کشور نیست؛ بلکه تصویری است که در ذهن مخاطبان داخلی و خارجی از یک ملت شکل میگیرد. در این میان، شبکههای اجتماعی به یکی از مهمترین عرصههای شکلگیری و انتقال این تصویر تبدیل شدهاند.
ورشو با ایجاد یک جایگاه رسمی برای مدیریت برند ملی، تلاش میکند روایت جهانی خود را از یک کشور اروپای شرقی به یک اقتصاد نوآور و مقصد جذاب سرمایهگذاری تغییر دهد
آیا فرهنگ، دیپلماسی عمومی، آموزش، نوآوری و اعتبار بینالمللی میتوانند به خلق ثروت برای یک کشور منجر شوند؟ پژوهش تازهای که در سال 2026 منتشر شده، با استفاده از مدلهای اقتصادسنجی نشان میدهد قدرت نرم تنها یک مفهوم سیاسی یا فرهنگی نیست، بلکه میتواند یکی از عوامل مؤثر در افزایش ارزش اقتصادی برند ملی باشد. این یادداشت ضمن مرور یافتههای پژوهش، نقاط قوت و محدودیتهای آن را بررسی کرده و پیامدهای آن را برای سیاستگذاری برندسازی ملی در ایران تحلیل میکند.
پژوهش تازهای در حوزه برندسازی ملی ایران نشان میدهد که اصلاح حکمرانی اقتصادی و تجاری بینالمللی، توسعه دیپلماسی اقتصادی، بازسازی تصویر ایران در اقتصاد جهانی و ایجاد نهاد متولی برندسازی ملی، از مهمترین پیشنیازهای ارتقای جایگاه ایران در عرصه بینالمللی است.
پژوهشی تازه، نقش راهبرد «Cool Japan» را در پیوند دیپلماسی فرهنگی، توسعه اقتصادی و برندسازی ملی بررسی میکند.
در جهان امروز، اندازه جغرافیایی، جمعیت یا منابع طبیعی تنها عوامل تعیینکننده جایگاه کشورها نیستند. کشورها علاوه بر رقابت اقتصادی، وارد رقابتی جدید شدهاند؛ رقابت بر سر ادراک، اعتبار و تصویری که در ذهن جهان ایجاد میکنند.
«برند ملی» اولین برنامه رادیویی در قالب گفتگوهای تخصصی با حضور صاحبنظران و کارشناسان حوزه برندسازی است که هدف آن ارتقاء آگاهی عمومی و بررسی چالشها و فرصتهای ارتقاء تصویر ایران است.
بریتانیا یکی از برندهای ملی تاریخ معاصر است که توانسته پس از افول امپراتوری، نفوذ جهانی خود را از طریق زبان، فرهنگ، رسانه، آموزش و اقتصاد حفظ کند.