در عرصه بینالمللی امروز، کشورها نه تنها با یکدیگر رقابت نمیکنند، بلکه برای جلب توجه، سرمایه، گردشگر و نفوذ سیاسی نیز به رقابت میپردازند. در این رقابت، «برند کشور» به عنوان یکی از ابزارهای کلیدی دیپلماسی عمومی ظاهر شده است. اما چگونه میتوان برندی ساخت که هم معتبر باشد و هم مؤثر؟ پاسخ این پرسش در مطالعه تطبیقی دو کشور آمریکای لاتین – پرو و اروگوئه – نهفته است.
اکوادور نام خود را از خط استوا گرفته است. در 26 کیلومتری شمال کیتو (پایتخت)، یادمان خط استوا (Mitad del Mundo) ساخته شده است. این داستان نشان میدهد که «نادرهای طبیعی» چگونه میتوانند برند یک کشور را جهانی کنند.
این داستان میگوید چطور یک کشور کوچک با منابع طبیعی محدود، با تمرکز بر «کیفیت زندگی» و «سرمایهگذاری روی انسان»، برندی ساخته که فراتر از محصولات صادراتی (نوکیا، بازی موبایل کلش آو کلنز، و محصولات چوبی)، یک «الگوی جهانی» شده است.
این داستان میگوید چطور یک کشور کوچک (4.5 میلیون نفر) با تکیه بر موقعیت استراتژیک و قوانین هوشمندانه، برندی فراتر از یک پروژه مهندسی ساخته است.
این داستان میگوید چطور یک کشور فقیر و محصور در خشکی با تکیه بر «اصالت عشایری و ماجراجویی»، برند گردشگری خود را در جهان ساخته است.
این داستان میگوید چطور یک کشور آند با بحرانهای عمیق، با تکیه بر میراث باستانی و تنوع کشاورزی خود، برند ملی جدیدی ساخت.
این داستان میگوید چطور یک کشور آفریقایی با سرمایهگذاری روی «رنگ، فرهنگ و ثبات»، برندی متمایز و ماندگار ساخته است.
سنگاپور در سال 1965 از مالزی اخراج شد. استقلال اجباری، بدون منابع طبیعی، بدون آب شیرین، بدون ارتش، بدون بازار. نخستوزیر وقت سنگاپور در مصاحبهای گریه کرد. امروز سنگاپور برند «کارآمدی، نظم، ثبات و ثروت» را در جهان دارد.
برند ملی آذربایجان بیش از آنکه فرهنگی-تاریخی باشد، یک برند «اقتصادی-ژئوپلیتیکی» است که بر محور منابع انرژی و شهر باکو شکل گرفته است.