در دو مقاله قبل فهمیدیم برند ملی چیست و از چه شش حوزهای ساخته میشود. اما شاید این سؤال برای خواننده سایت شما پیش بیاید: خب، اگر یک کشور برند ملی قوی نداشته باشد، چه میشود؟ مگر بدون برندسازی ملی نمیتوان زندگی کرد؟
این داستان نشان میدهد که «نادرهای طبیعی» چگونه میتوانند برند یک کشور را جهانی کنند.
سیر و پیازچه کوهی فقط سبزیجات وحشی نیستند؛ گنجینههای معطری هستند که در دل کوهستان زاگرس میرویند و عطری بینظیر دارند. در این پرونده، از این محصولات ارگانیک طبیعی و ظرفیت برند شدنشان میگوییم.
اگر وزارت صنعت، معدن و تجارت متولی اصلی صادرات و برند اقتصادی ایران است، چرا هنوز «ساخت ایران» در بازار جهانی، بیشتر با ناشناختگی و ریسک شناخته میشود تا با کیفیت، نوآوری و اعتماد؟
عسل سبلان فقط یک شیرینکننده طبیعی نیست. عسل سبلان، ماجرای زنبورهایی است که در بلندترین قلههای شمال غرب ایران، در میان گیاهان دارویی کمیاب، کندو میزنند و شهدی تولید میکنند که نه تنها طعم، بلکه بوی بهشت را هم دارد.
رب انار ساوه فقط یک چاشنی نیست. رب انار، خاطره است. خاطره قرمزی که در دل زمستان، سفره شب یلدا را گرم میکند. خاطره ترشی و شیرینی که کنار ماهیهای شمال یا کبابهای جنوب، جان تازهای به غذا میدهد.
این داستان میگوید چطور یک محصول کشاورزی ساده میتواند برند ملی یک کشور را در جهان تثبیت کند و چگونه سریلانکا با وجود بحرانهای سیاسی و طبیعی، برند «چای سیلان» را به عنوان نماد کیفیت و اصالت حفظ کرده است.
بنگلادش در ۱۹۷۱ پس از استقلال، فقیرترین کشور جهان بود. سیل، طوفان، قحطی، فساد، و جمعیت فشرده. کارشناسان پیشبینی میکردند این کشور «موردی غیرقابل درمان» باشد. نیم قرن بعد، بنگلادش دومین صادرکننده بزرگ پوشاک جهان (پس از چین) است. صنعتی که نزدیک به ۴ میلیون کارگر – عمدتاً زن – را استخدام کرده و صادرات سالانه آن از ۴۰ میلیارد دلار فراتر رفته است.
این داستان میگوید چطور یک کشور جنگزده با اصلاحات اقتصادی هوشمندانه، گشایش درها به روی سرمایهگذاری خارجی، و صبر استراتژیک، توانست برند ملی خود را بازسازی کند.
این داستان میگوید چطور یک کشور میتواند با تکیه بر «تخصص گرایی»، «کیفیت بالا و قیمت رقابتی»، و «بازاریابی هوشمندانه»، در یک صنعت خاص به برند جهانی تبدیل شود.
عمان در منطقهای زندگی میکند که همسایگانش با آسمانخراشهای سر به فلک کشیده، جزایر مصنوعی و رویدادهای پرزرقوبرق برند ملی خود را ساختهاند. اما عمان راه دیگری انتخاب کرده است.
صنعت پالایش و پتروشیمی ایران را شاید بتوان بزرگترین و سودآورترین دستاورد صنعتی-اقتصادی انقلاب اسلامی نامید. تبدیل نفت خام به فرآوردههای باارزش (بنزین، گازوئیل، قیر، پلیمرها و مواد شیمیایی) نه تنها وابستگی به واردات را قطع کرد، بلکه ایران را به یکی از قطبهای صادراتی محصولات پتروشیمی در جهان تبدیل نمود. در این پرونده، از این برند ارزشآفرینی و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
سدها و نیروگاههای برق آبی ایران را شاید بتوان بزرگترین و تأثیرگذارترین پروژههای عمرانی-انرژی پس از انقلاب اسلامی نامید. مهار آبهای مرزی، تولید انرژی پاک، کنترل سیلابهای مخرب، و توسعه کشاورزی در مناطق کویری و کمآب، دستاوردهایی است که این برند زیرساختی برای کشور به ارمغان آورده است. در این پرونده، از این افتخار مهندسی و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
بیمه سلامت همگانی را شاید بتوان یکی از بزرگترین و مؤثرترین شبکههای تأمین اجتماعی پس از انقلاب اسلامی نامید. نظامی که با هدف «حفاظت مالی از مردم در برابر هزینههای کمرشکن درمان» و «عدالت در دسترسی به خدمات سلامت» طراحی شده و امروز بیش از ۹۰ درصد جمعیت ایران را تحت پوشش قرار داده است. در این پرونده، از این برند حمایت اجتماعی و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
سوئیس یکی از شگفتانگیزترین نمونههای برندسازی ملی در جهان است. برخلاف فرانسه که برندش بر «فرهنگ و لوکس» تاریخی استوار است، یا ایتالیا که بر «زیبایی و اصالت» احساسی تکیه دارد، و حتی برخلاف کانادا که بر «طبیعت و چندفرهنگی» بنا شده، برند سوئیس بر پایه مفاهیمی ساخته شده که در نگاه اول سرد، خشک و تکنوکراتیک به نظر میرسند: دقت، قابلیت اطمینان، بیطرفی، کیفیت مطلق و پایداری مالی. اما همین مفاهیم «سرد» به قدرتمندترین و بادوامترین برند ملی در اروپا تبدیل شدهاند.