اندونزی با جمعیت مسلمان بیش از 230 میلیون نفر، بزرگترین کشور مسلمان جهان، آرزوی دیرینهای دارد: تبدیل شدن به «قبله» جهانی صنعت مد مسلمانان. این آرمان در اسناد بالادستی کشور از جمله برنامه میانمدت توسعه ملی (RPJMN) 2025-2029 و آییننامه وزارت اقتصاد خلاق شماره 8/2025 تثبیت شده است که صنعت مد مسلمانان را به عنوان یکی از ستونهای اصلی اکوسیستم زنجیره ارزش حلال معرفی میکند.
در چشمانداز ارتباطات جهانی قرن بیست و یکم، رسانههای اجتماعی فراتر از بستری برای تبادل اطلاعات شخصی عمل میکنند و به عرصهای استراتژیک تبدیل شدهاند که کشورها، جنبشهای اجتماعی، بازیگران غیردولتی و افراد برای تسلط بر روایتهای فرهنگی با یکدیگر رقابت میکنند. این پدیده به طور بنیادین شیوههای دیپلماسی فرهنگی را متحول کرده است.
در اقتصاد جهانی امروز، رقابت دیگر تنها بر اساس حجم تولید و هزینههای پایین نیست. تکنولوژی، نوآوری، پایداری و ارزش برند، معیارهای جدیدی هستند که جایگاه کشورها را در زنجیرههای ارزش جهانی تعیین میکنند. برچسب «ساخت ...» روی محصولات، دیگر فقط نشاندهنده محل تولید نیست؛ بلکه پیامی درباره کیفیت، فناوری، قابلیت اعتماد و جایگاه کشور در اقتصاد جهانی است.
رواندا در سال 1994، صحنه یکی از فجیعترین نسلکشیهای تاریخ بشر بود. در کمتر از صد روز، نزدیک به یک میلیون نفر از اقلیت توتسی و هوتوهای میانهرو به قتل رسیدند. اقتصاد ویران، زیرساختها نابود، و برند ملی رواندا در جهان با یک کلمه شناخته میشد: «نسلکشی». اما رواندا در سه دهه پس از آن، یکی از چشمگیرترین داستانهای بازسازی در تاریخ معاصر را رقم زده است.
در عرصه بینالمللی امروز، کشورها نه تنها با یکدیگر رقابت نمیکنند، بلکه برای جلب توجه، سرمایه، گردشگر و نفوذ سیاسی نیز به رقابت میپردازند. در این رقابت، «برند کشور» به عنوان یکی از ابزارهای کلیدی دیپلماسی عمومی ظاهر شده است. اما چگونه میتوان برندی ساخت که هم معتبر باشد و هم مؤثر؟ پاسخ این پرسش در مطالعه تطبیقی دو کشور آمریکای لاتین – پرو و اروگوئه – نهفته است.
سرامیک و سفال، یکی از کهنترین صنایع دستی بشر در جنوب شرق آسیا بهشمار میرود. در ویتنام، این صنعت با قدمتی چندینهزارساله، همواره پیوندی ناگسستنی با فرهنگ، هویت و زندگی روزمره مردم داشته است. از سفالهای ابتدایی دوران پیش از تاریخ گرفته تا سرامیکهای نفیس دورههای لای-تران-له، صنعت سرامیک ویتنام فرازونشیبهای بسیاری را پشت سر گذاشته است.
این داستان میگوید چطور یک کشور کوچک محاصرهشده با تکیه بر «سرمایه فرهنگی و انسانی»، برندی فراتر از محدودیتهای سیاسی ساخته است.
این داستان میگوید چطور یک کشور کوچک در شمال اروپا، با تکیه بر «طراحی انسانمحور» و «اعتماد اجتماعی»، برندی جهانی ساخته که فراتر از محصولاتش، یک «سبک زندگی» را به جهان صادر میکند.
این داستان میگوید چطور یک کشور آفریقایی با سرمایهگذاری روی «رنگ، فرهنگ و ثبات»، برندی متمایز و ماندگار ساخته است.
اگر وزارت میراث فرهنگی متولی برند گردشگری ایران است، چرا هنوز جهان ایران را بیشتر با بحران میشناسد تا با تمدن؟
سوئیس یکی از شگفتانگیزترین نمونههای برندسازی ملی در جهان است. برخلاف فرانسه که برندش بر «فرهنگ و لوکس» تاریخی استوار است، یا ایتالیا که بر «زیبایی و اصالت» احساسی تکیه دارد، و حتی برخلاف کانادا که بر «طبیعت و چندفرهنگی» بنا شده، برند سوئیس بر پایه مفاهیمی ساخته شده که در نگاه اول سرد، خشک و تکنوکراتیک به نظر میرسند: دقت، قابلیت اطمینان، بیطرفی، کیفیت مطلق و پایداری مالی. اما همین مفاهیم «سرد» به قدرتمندترین و بادوامترین برند ملی در اروپا تبدیل شدهاند.