تا اینجای پرونده ویژه «برند ملی از صفر تا صد» حرف از برند ملی زدیم، مؤلفههایش را گفتیم، نمونههای موفق را دیدیم و باورهای غلط را رد کردیم. اما یک سؤال اساسی باقی میماند: بالاخره چطور بفهمیم برند ملی یک کشور قوی است یا ضعیف؟ آیا عدد و رقمی دارد یا فقط یک مفهوم ذهنی است؟
سازهای سنتی ایران را شاید بتوان روح موسیقی ایرانی نامید. تار، سهتار، سنتور، کمانچه، نی، تنبک و دف، هر کدام صدای خاص خود را دارند و در دست استادان، شنونده را به دنیای دیگری میبرند. در این پرونده، از این سازهای روحنواز و ظرفیت برند شدنشان میگوییم.
این داستان میگوید چطور یک کشور کوچک محاصرهشده با تکیه بر «سرمایه فرهنگی و انسانی»، برندی فراتر از محدودیتهای سیاسی ساخته است.
این داستان میگوید چطور بوتسوانا با مدیریت هوشمندانه منابع طبیعی و نهادهای شفاف، برند «ثبات و اعتماد» را در قارهای پرچالش ساخته است.
پایانههای مرزی پیشرفته ایران را شاید بتوان دروازههای تجاری و ترانزیتی کشور به جهان نامید. پایانههایی که ایران را به ترکیه و اروپا (بازرگان)، به افغانستان و پاکستان و هند (دوغارون)، و به عراق (تمرچی و مهران و شلمچه) متصل میکنند. در این پرونده، از این شاهراههای زمینی و ظرفیت برند شدنشان میگوییم.
بندر شهید رجایی را شاید بتوان قطب تجارت خارجی ایران و مهمترین کریدور صادرات و واردات کشور نامید. بندری که بیش از نیمی از تجارت خارجی ایران و بیش از ۸۵ درصد ترانزیت کانتینری کشور از آن عبور میکند. در این پرونده، از این شاهراه اقتصادی و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
فرودگاه بینالمللی شهید دستغیب شیراز را شاید بتوان مهمترین دروازه ورود گردشگران خارجی به قلب تمدن و فرهنگ ایران نامید. فرودگاهی که سالانه میلیونها مسافر را به سرزمین حافظ و سعدی و تخت جمشید منتقل میکند. در این پرونده، از این قطب هوانوردی جنوب و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
فرودگاه بینالمللی امام خمینی را شاید بتوان مهمترین پروژه زیرساختی هوانوردی ایران پس از انقلاب نامید. فرودگاهی که جایگزین فرودگاه مهرآباد (درون شهری) شد و اکنون دروازه اصلی ورود گردشگران خارجی و تبادلات تجاری هوایی ایران با جهان است. در این پرونده، از این شاهراه هوایی و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
راهآهن تهران-تبریز-ارومیه را شاید بتوان اولین کریدور بینالمللی ریلی ایران نامید. خط آهنی که پایتخت را به شمال غرب و از آنجا به ترکیه و اروپا متصل میکند. در این پرونده، از این مسیر استراتژیک و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
جاده ترانزیتی شمال-جنوب ایران را شاید بتوان مهمترین کریدور حمل و نقل در غرب آسیا نامید. مسیری که دریای خزر را به خلیج فارس و دریای عمان متصل میکند و مسافت حمل کالا از هند و چین به اروپا را تا ۴۰ درصد کاهش میدهد. در این پرونده، از این شاهراه تجاری و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
ارده و روغن کنجد را همه ایرانیها میشناسند؛ از صبحانه با شیره انگور تا حلوا ارده و حتی در آشپزی روزمره. در این پرونده، از این محصولات مغذی و سنتی و ظرفیت صادراتیشان میگوییم.
دوغ و شربتهای سنتی فقط نوشیدنی نیستند؛ خنکای روحنوازی هستند که قرنهاست در روزهای گرم و مراسم مختلف، کام ایرانیان را خنک میکنند. در این پرونده، از تنوع نوشیدنیهای ایرانی و ظرفیت برند شدنشان میگوییم.
اگر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی متولی گردشگری سلامت ایران است، چرا هنوز «درمان در ایران» با وجود توان پزشکی بالا، نتوانسته به یک برند معتبر و رقابتی منطقهای و جهانی تبدیل شود؟
برند ملی کویت ترکیبی از «ثروت انرژی، تجربه اشغال، و بازسازی پس از بحران» است. این کشور یکی از نمونههای مهم در خاورمیانه برای مطالعه رابطه بین جنگ و برند ملی محسوب میشود.
برند ملی عراق را نمیتوان یکپارچه تحلیل کرد؛ بلکه باید آن را بهعنوان یک «اکوسیستم برندهای موازی» دید.
سوهان قم فقط یک شیرینی نیست؛ تردی و عسلی است که در دل تاریخ قم گره خورده و حالا میتواند سفیر طعم ایران در جهان باشد. در این پرونده، از رازهای این شیرینی شکننده میگوییم و مسیر برند شدنش را بررسی میکنیم.
نبات یزد فقط یک شیرینی نیست؛ تاریخ سفید و شفافی است که از دل کویر گذشته و روی سفره ایرانی نشسته است. در این پرونده، میخواهیم از رازهای این بلور شیرین بگوییم و ببینیم چطور میتواند به یک برند ملی تبدیل شود.
چای لاهیجان فقط یک نوشیدنی نیست. چای لاهیجان، صبح ایرانی است. همان بخاری که هنگام دم کردن از استکان بلند میشود و تمام اتاق را پر از عطر میکند. همان جرعه اول که هنوز داغ است و آدم را از خواب بیدار میکند.
برنج طارم فقط یک غله نیست. برنج طارم، جشن سفره ایرانی است. همان عطری که موقع دم کردن، تمام خانه را پر میکند و همه میفهمند که مهمانی در راه است. همان دانههای بلند و شفاف که وقتی پخته میشوند، به هم نمیچسبند و دانه دانه، مرواریدوار، در بشقاب میدرخشند.
گلاب کاشان فقط یک عرق خوشبو نیست. گلاب، نفس ایران است. همان چیزی که از کودکی با آن عطر حضرت معصومه را در قم به خاطر میآوریم، همان چیزی که سفره هفتسین را معطر میکند، همان چیزی که مادربزرگها در شربت خاکشیر میریختند تا عطرش بیدار شود.