sectionTitle
تازه های سایت
اصفهان
در جهان امروز، برندسازی ملی دیگر صرفاً به تبلیغات سنتی، تولید شعارهای رسانه‌ای یا طراحی کمپین‌های گردشگری محدود نمی‌شود. قدرت نرم کشورها بیش از گذشته به توانایی آن‌ها در ترکیب میراث فرهنگی، کیفیت محصولات، استانداردهای بین‌المللی و نوآوری‌های دیجیتال وابسته است.
در روزگاری که تصویر ایران در رسانه‌های بین‌المللی غالباً تحت تأثیر روایت‌های یک‌سویه قرار دارد، سفرنامه تصویری جی پال‌فری (Jay Palfrey)، مستندساز و بلاگر بریتانیایی، زاویه‌ای متفاوت از واقعیت‌های جامعه، فرهنگ و زیرساخت‌های ایران را به تصویر کشیده است.
در جهان امروز، تصویر بین‌المللی کشورها بیش از آنکه در بیانیه‌های رسمی شکل گیرد، در بستر تجربیات زیسته و روایت‌های بدون واسطه گردشگران مستقل بازتعریف می‌شود. واکاوی مجموعه سفرنامه‌های تصویری «احمد البدوی» (Ahmed Elbadawy)، بلاگر و مستندساز پرمخاطب مصری که به بیش از 90 کشور جهان سفر کرده و در ارزیابی نهایی خود ایران را «زیباترین و دوست‌داشتنی‌ترین مقصد گردشگری» نامیده فرصتی استثنایی برای تحلیل برند ملی ایران فراهم می‌سازد.
واکاوی سفرنامه تصویری و مستند کری پاتسالیس» (Carrie Patsalis) مستندساز و گردشگر بریتانیایی، به شهرهای تهران، قم، قزوین، همدان، کرمانشاه و اصفهان، یک مطالعه موردی استثنایی برای مدیران و سیاستگذاران حوزه برندسازی ملی ایران فراهم می‌سازد.
روایت عینی و بی‌واسطه «یان» (Yan)، جهانگرد و مستندساز بین‌المللی از کانال پرمخاطب Little Chinese Everywhere، دریچه‌ای چندبعدی به جامعه، فرهنگ، هنر معماری و زیست روزمره در ایران می‌گشاید. او که سه بار به مناطق مختلف ایران سفر کرده، کشورمان را «پُر سوءتعبیرترین کشور جهان در رسانه‌های بین‌المللی» می‌نامد.
رسانه‌های بین‌المللی غالباً تصویری تک‌ساحتی از ایران ترسیم می‌کنند که با تکاپو و پویایی جاری در خیابان‌های کلان‌شهرهای کشور تفاوت‌هایی دارد. در این میان، مستند عینی و بدون واسطه «الی» (Eli)، بلاگر و سفرنامه‌نویس پرمخاطب روسی از کانال Eli from Russia، که در قالب سفری مستقل از مسکو به تهران، شیراز و اصفهان سفر کرده است، روایتی زنده و صمیمی از جامعه، هنر و تمدن ایران را به مخاطبان جهانی معرفی می‌کند.
قلمزنی و ملیله‌سازی را شاید بتوان ظریف‌ترین هنرهای فلزی ایران نامید. حکاکی روی مس و نقره و طلا، با قلم و چکش، و بافت سیم‌های نازک فلزی کنار هم. در این پرونده، از این دو هنر چشمنواز و ظرفیت برند شدنشان می‌گوییم.
گلیم و جاجیم را شاید بتوان قدیمی‌ترین بافته‌های ایرانی بعد از فرش نامید. دستبافته‌هایی که زنان عشایر و روستایی ایران با پشم گوسفندان خود، روی دارهای ساده چوبی می‌بافند. در این پرونده، از این هنر کاربردی و ظرفیت برند شدنش می‌گوییم.
چوگان را شاید بتوان قدیمی‌ترین ورزش تیمی جهان نامید. بازی سوارکاران و شاهزادگان ایرانی که قرن‌ها بعد به اروپا رفت و به پولو معروف شد. در این پرونده، از این بازی اصیل ایرانی و ظرفیت برند شدنش می‌گوییم.
چهارشنبه‌سوری را همه ایرانی‌ها می‌شناسند. شب آخرین چهارشنبه سال، شب آتش و شادی، شب پریدن از روی آتش و گفتن «زردی من از تو، سرخی تو از من». در این پرونده، از این آیین کهن و ظرفیت برند شدنش می‌گوییم.
ورزش زورخانه‌ای را شاید بتوان کهن‌ترین ورزش ایران نامید. ترکیبی از قدرت، اخلاق، موسیقی و معنویت. جایی که مردان برای پرورش جسم و روح کنار هم جمع می‌شوند و آیین پهلوانی را زنده نگه می‌دارند. در این پرونده، از این آیین کهن و ظرفیت برند شدنش می‌گوییم.
خاتم‌کاری و منبت را شاید بتوان ظریف‌ترین و دقیق‌ترین هنرهای چوبی ایران نامید. مثلث‌های ریز چوب و استخوان و فلز در کنار هم، فرش قرمز خاتم را می‌سازند. در این پرونده، از این هنر پرتلاش و ظرفیت برند شدنش می‌گوییم.
نگارگری و تذهیب را شاید بتوان ظریف‌ترین و رنگارنگ‌ترین هنرهای ایرانی نامید. نقاشی‌های مینیاتور که داستان‌های شاهنامه و خمسه نظامی را روایت می‌کنند، و تذهیب‌های زرین و لاجوردی که صفحات قرآن و دیوان شعر را می‌آرایند. در این پرونده، از این هنرهای چشمنواز و ظرفیت برند شدنشان می‌گوییم.
تعزیه را شاید بتوان اولین اپرای جهان نامید. یک نمایش مذهبی تماماً ایرانی که در آن واقعه کربلا بازسازی می‌شود، با شعر و موسیقی و حرکت و لباس و صحنه. در این پرونده، از این هنر آیینی و ظرفیت برند شدنش می‌گوییم.
موسیقی اصیل ایرانی را شاید بتوان پیچیده‌ترین و ظریف‌ترین موسیقی جهان نامید. دستگاه‌ها، نغمه‌ها، تحریرها، و شعرهایی که قلب هر ایرانی را تکان می‌دهد. در این پرونده، از این هنر هویت‌بخش و ظرفیت برند شدنش می‌گوییم.
سفر هشام فحصی (Hicham Fahssi)، بلاگر و مستندساز مراکشی، به ایران در دوره بحران‌های اخیر، روایتی پرجزئیات و صریح از مواجهه یک گردشگر عرب با ساختارها، چالش‌ها و جاذبه‌های ایران ارائه می‌دهد. حضور او در شهرهای تهران، اصفهان و مشهد، برخی تضادها و چالش‌های موجود در حوزه‌های اقتصادی، شهری، مذهبی و امنیتی را به تصویر می‌کشد که از منظر برندسازی ملی قابل تحلیل هستند.
از اوایل قرن بیستم، جوامع نوردیک (دانمارک، فنلاند، ایسلند، نروژ و سوئد) توجه ناظران بین‌المللی را به خود جلب کرده‌اند. از این توجه، مفهوم «مدل نوردیک» رشد کرد که امروزه همچنان یک ایده مسلط در میان دانشگاهیان، سیاست‌گذاران، کارشناسان و جنبش‌های اجتماعی است. برای بسیاری، «مدل نوردیک» یک مسیر پیشروانه است که ترکیبی موفق از عواملی مانند رشد اقتصادی، دموکراسی، برابری اجتماعی و جنسیتی، رفاه اجتماعی، نیروی کار ماهر و کیفیت زندگی را ارائه می‌دهد.
در چشم‌انداز ارتباطات جهانی قرن بیست و یکم، رسانه‌های اجتماعی فراتر از بستری برای تبادل اطلاعات شخصی عمل می‌کنند و به عرصه‌ای استراتژیک تبدیل شده‌اند که کشورها، جنبش‌های اجتماعی، بازیگران غیردولتی و افراد برای تسلط بر روایت‌های فرهنگی با یکدیگر رقابت می‌کنند. این پدیده به طور بنیادین شیوه‌های دیپلماسی فرهنگی را متحول کرده است.
رواندا در سال 1994، صحنه یکی از فجیع‌ترین نسل‌کشی‌های تاریخ بشر بود. در کمتر از صد روز، نزدیک به یک میلیون نفر از اقلیت توتسی و هوتوهای میانه‌رو به قتل رسیدند. اقتصاد ویران، زیرساخت‌ها نابود، و برند ملی رواندا در جهان با یک کلمه شناخته می‌شد: «نسل‌کشی». اما رواندا در سه دهه پس از آن، یکی از چشم‌گیرترین داستان‌های بازسازی در تاریخ معاصر را رقم زده است.
در عصر جهانی شدن، تبلیغات دیگر صرفاً ابزاری برای فروش کالا و خدمات نیست؛ بلکه به یکی از مؤثرترین ابزارهای ارتباط عمومی، دیپلماسی فرهنگی و برندسازی ملی تبدیل شده است. کشورهای در حال توسعه به‌ویژه آنهایی که به‌دنبال بازتعریف جایگاه بین‌المللی خود هستند، از تبلیغات انگلیسی‌زبان به‌عنوان پلی میان هویت ملی و مخاطبان جهانی استفاده می‌کنند.

برند ایران مرجع تخصصی؛ مشاور و مجری راهکارهای برندسازی ملی ایران