در روابط بینالملل قرن بیستویکم، تعاملات میان کشورها بیش از آنکه متکی بر ابزارهای نظامی یا اقتصادی (Hard Power) باشد، بر پایه دیپلماسی فرهنگی، آموزش و ارتباطات بینالمللی شکل میگیرد. طبق نظریه سازندهگرایی (Constructivism)، واقعیت سیاسی جهان را ایدهها، هویتها و هنجارهای مشترک میسازند.
در روزگاری که تصویر ایران در رسانههای بینالمللی غالباً تحت تأثیر روایتهای یکسویه قرار دارد، سفرنامه تصویری جی پالفری (Jay Palfrey)، مستندساز و بلاگر بریتانیایی، زاویهای متفاوت از واقعیتهای جامعه، فرهنگ و زیرساختهای ایران را به تصویر کشیده است.
در جهان امروز، تصویر بینالمللی کشورها بیش از آنکه در بیانیههای رسمی شکل گیرد، در بستر تجربیات زیسته و روایتهای بدون واسطه گردشگران مستقل بازتعریف میشود. واکاوی مجموعه سفرنامههای تصویری «احمد البدوی» (Ahmed Elbadawy)، بلاگر و مستندساز پرمخاطب مصری که به بیش از 90 کشور جهان سفر کرده و در ارزیابی نهایی خود ایران را «زیباترین و دوستداشتنیترین مقصد گردشگری» نامیده فرصتی استثنایی برای تحلیل برند ملی ایران فراهم میسازد.
بسیاری از کشورها سالانه میلیاردها دلار صرف میزبانی یا حضور در کلانرویدادهای ورزشی میکنند، با این فرض که «دیدهشدن در عرصه جهانی» میتواند تصویر ذهنی جهان نسبت به آنها را دگرگون کند. بااینحال، پژوهشهای علمی جدید نشان میدهند که رابطه میان پوشش رسانهای صرف و ایجاد ارزش ماندگار برای برند ملی، بسیار ضعیفتر از آن چیزی است که تصور میشود.
در عرصه روابط بینالملل معاصر، زبان دیگر صرفاً ابزاری برای ارتباط روزمره نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین حاملهای مشروعیت فرهنگی، ایجاد جذابیت بینالمللی و گسترش «قدرت نرم» (Soft Power) کشورها تبدیل شده است. کشوری که بتواند زبان خود را به یک سرمایه نمادین و زیرساخت ارتباطی در سطح جهانی تبدیل کند، سهم مهمی در شکلدهی به افکار عمومی، افزایش نفوذ فرهنگی و ساخت برند ملی (Nation Branding) خود خواهد داشت.
روایت عینی و بیواسطه «یان» (Yan)، جهانگرد و مستندساز بینالمللی از کانال پرمخاطب Little Chinese Everywhere، دریچهای چندبعدی به جامعه، فرهنگ، هنر معماری و زیست روزمره در ایران میگشاید. او که سه بار به مناطق مختلف ایران سفر کرده، کشورمان را «پُر سوءتعبیرترین کشور جهان در رسانههای بینالمللی» مینامد.
مستندها و گزارشهای میدانی گردشگران مستقل بینالمللی میتوانند از ابزارهای مؤثر برای بازتعریف و ارتقای «برند ملی» کشورها در عرصه جهانی باشند. در میان این روایتها، مستند تصویری «کری چن» (Carrie Chen)، بلاگر و تولیدکننده محتوای بینالمللی که در اوایل سال 2026 به ایران سفر کرده، نمونهای قابلتوجه از ظرفیت این نوع روایتها برای سیاستگذاران برند ملی کشور است.
مستند «پیادهگرد سرخ» را میتوان نمونهای از تأثیر مواجهه مستقیم گردشگر با جامعه، فضاهای شهری، میراث تاریخی و زندگی روزمره ایران بر شکلگیری برداشت او دانست. تجربه این مستندساز نشان میدهد که تصویر ایران برای مخاطب خارجی میتواند از لایههای مختلفی تشکیل شود: از شکوه آثار تاریخی و معماری مذهبی گرفته تا زندگی روزمره شهری، فناوریهای خدماتی، بازار مصرف و تاریخ سیاسی معاصر.
سفر «الگوری» (L'Gawri)، بلاگر و مستندساز ماجراجوی مراکشی، به ایران که از مرزهای زمینی آغاز شده و به شهرهای مشهد و تهران میرسد، نمونهای از مواجهه مستقیم یک گردشگر عرب و اهل سنت با جامعه، فرهنگ و برخی ساختارهای اجتماعی و مذهبی ایران است.
سیاستگذاران ملی گاهی بودجههای قابلتوجهی را صرف کمپینهای تبلیغاتی بینالمللی میکنند، در حالی که از یکی از مهمترین سفیران و سازندگان واقعی برند ملی، یعنی شهروندان و ساکنان داخلی کشور، غافل میشوند.
جنگلهای هیرکانی را شاید کمتر کسی در خارج از ایران بشناسد، اما این جنگلها از بسیاری از جنگلهای معروف جهان قدیمیتر و نابتر هستند. در این پرونده، از این بهشت سبز در شمال ایران و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
سمینار مجازی ضرورت خروج از بن بست نهادی در برندسازی ملی ایران به میزبانی اندیشکده ایران آینده و بصورت برخط با ارائه دکتر ابوالفضل ولوی پژوهشگر حوزه برندسازی ملی برگزار شد.
مهمترین سیاست فرهنگی کره از اواسط دههی 90 تاکنون که نقش بزرگی در تصویرسازی و شناخت این کشور داشته، سیاست برند ملی کرهای بوده است. تمامی سیاستهای برندسازی دولت کره را میتوان در پدیده جهانی به نام «هالیو» یا موج کرهای دنبال کرد. کره در مسیری حرکت کرد که هرجا اسمی از این کشور و محصولات آن شنیده میشد بدون درنگ موج کرهای همنشین آن باشد. مقصود از موج کرهای گسترش اقبال به تولیدات رسانهای و فرهنگ عامهپسند کره جنوبی است که در زبان کرهای از آن به «هالیو» یاد میشود.
مرکز پژوهش های مجلس با انتشار گزارشی به واکاوی تصویر برند ملی جمهوری اسلامی ایران در بعد فرهنگی پرداخت.
در یک دهه اخیر، ورزش حرفهای از یک صنعت سرگرمی صرف به ابزاری راهبردی در دیپلماسی و سیاست جهانی تبدیل شده است. این تحول همراستا با مفهوم «قدرت نرم» (Soft Power) است که جوزف نای (2004) مطرح کرد – توانایی یک کشور برای تأثیرگذاری بر دیگران از طریق جذابیت فرهنگی و ارزشها، نه اجبار. در این چارچوب، ورزش به یکی از مؤثرترین رسانهها برای نمایش قدرت نرم در سطح بینالمللی تبدیل شده است.
اندونزی با جمعیت مسلمان بیش از 230 میلیون نفر، بزرگترین کشور مسلمان جهان، آرزوی دیرینهای دارد: تبدیل شدن به «قبله» جهانی صنعت مد مسلمانان. این آرمان در اسناد بالادستی کشور از جمله برنامه میانمدت توسعه ملی (RPJMN) 2025-2029 و آییننامه وزارت اقتصاد خلاق شماره 8/2025 تثبیت شده است که صنعت مد مسلمانان را به عنوان یکی از ستونهای اصلی اکوسیستم زنجیره ارزش حلال معرفی میکند.
گزارش حاضر به بررسی عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به عنوان قرارگاه محوری دیپلماسی فرهنگی کشور، در پشتیبانی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی سوم پرداخته است. بررسی داده های افکارسنجی ها در کشورهای جهان حاکی از وجود ظرفیت های مهمی در زمینه همدلی با جمهوری اسلامی ایران و مخالفت با جنگ افروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی در جهان است. بااین حال، ارزیابی میدانی اقدام های سازمان نشان دهنده شکافی میان «ظرفیت های سیاستی و محیطی» با «خروجی های عملیاتی» است.
از اوایل قرن بیستم، جوامع نوردیک (دانمارک، فنلاند، ایسلند، نروژ و سوئد) توجه ناظران بینالمللی را به خود جلب کردهاند. از این توجه، مفهوم «مدل نوردیک» رشد کرد که امروزه همچنان یک ایده مسلط در میان دانشگاهیان، سیاستگذاران، کارشناسان و جنبشهای اجتماعی است. برای بسیاری، «مدل نوردیک» یک مسیر پیشروانه است که ترکیبی موفق از عواملی مانند رشد اقتصادی، دموکراسی، برابری اجتماعی و جنسیتی، رفاه اجتماعی، نیروی کار ماهر و کیفیت زندگی را ارائه میدهد.
مالزی به دلیل موقعیت مکانی در جنوب شرق آسیا، عضویت در آسهآن، جمعیت مسلمان و پیوند تاریخی با چین از طریق تجارت دریایی و مهاجرت، جایگاهی منحصربهفرد در تصویر منطقهای چین دارد. جامعه پیچیده مالزی شامل مالاییها، چینیها، هندیها و جمعیتهای بومی با تفاوتهای زبانی، مذهبی و منطقهای قابلتوجه است که ارائه یک هویت واحد برای مالزی را دشوار میسازد.
در چشمانداز ارتباطات جهانی قرن بیست و یکم، رسانههای اجتماعی فراتر از بستری برای تبادل اطلاعات شخصی عمل میکنند و به عرصهای استراتژیک تبدیل شدهاند که کشورها، جنبشهای اجتماعی، بازیگران غیردولتی و افراد برای تسلط بر روایتهای فرهنگی با یکدیگر رقابت میکنند. این پدیده به طور بنیادین شیوههای دیپلماسی فرهنگی را متحول کرده است.