اگر کمیته ملی المپیک نماینده ایران در بزرگترین صحنه ورزشی جهان است، چرا هنوز حضور ایران در المپیک بیشتر به چند مدال محدود میشود تا ساخت یک تصویر جهانی الهامبخش از ایران؟
اگر شورای راهبردی روابط خارجی قرار است اتاق فکر سیاست خارجی ایران باشد، چرا هنوز روایت جهانی ایران بیشتر توسط رسانهها و اندیشکدههای خارجی ساخته میشود تا نهادهای فکری خود ایران؟
عروسکهای محلی ایران را شاید بتوان قدیمیترین اسباببازیهای جهان نامید. عروسک گلین در مازندران، عروسک کردی در کردستان، عروسک لر بختیاری در لرستان و چهارمحال. هر کدام لباس محلی خود را پوشیده و فرهنگ و آیین مردمش را روایت میکند. در این پرونده، از این هنر مردمی و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
چرم دستدوز ایرانی را شاید بتوان ظریفترین و ماندگارترین چرمهای جهان نامید. نقوش اسلیمی و ختایی و گل و مرغ که با دست بر روی چرم گوسفند و بز و گاو نقش میبندد. در این پرونده، از این هنر صنعت و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
ابریشم و حریر ایرانی را شاید بتوان لطیفترین و نرمترین پارچههای جهان نامید. رشتههای نازک ابریشم که از پیله کرم ابریشم به دست میآید، در کاشان و قم و گرمسار به پارچههایی با درخشش و نرمی بینظیر تبدیل میشود. در این پرونده، از این هنر صنعت و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
شیشهگری ایرانی را شاید بتوان درخشانترین و ظریفترین هنر صنعت شیشه در جهان اسلام نامید. آبگینههای رنگارنگ و ستارههای آویزان از سقف بازارها و مساجد، قرنهاست که نور را به هزاران رنگ میشکنند. در این پرونده، از این هنر شفاف و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
فیروزه نیشابور و لاجورد خراسان را شاید بتوان معروفترین سنگهای قیمتی ایران نامید. هزاران سال است که این سنگهای آبی و آسمانی در گردنبندها و انگشترها و دستبندها میدرخشند. در این پرونده، از این گوهرهای آسمانی و ظرفیت برند شدنشان میگوییم.
سازهای سنتی ایران را شاید بتوان روح موسیقی ایرانی نامید. تار، سهتار، سنتور، کمانچه، نی، تنبک و دف، هر کدام صدای خاص خود را دارند و در دست استادان، شنونده را به دنیای دیگری میبرند. در این پرونده، از این سازهای روحنواز و ظرفیت برند شدنشان میگوییم.
کاشی هفترنگ را شاید بتوان درخشانترین و چشمنوازترین عنصر معماری ایرانی نامید. مسجد شیخ لطف الله و مسجد امام اصفهان و گنبد سلطانیه و آرامگاه شاه نعمت الله ولی ماهان، همه با همین کاشیهای فیروزهای و لاجوردی و طلایی آراسته شدهاند. در این پرونده، از این هنر صنعت و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
قلمکار را شاید بتوان رنگارنگترین و شادترین پارچه ایرانی نامید. نقشهای گل و مرغ و اسلیمی و ختایی با قلمهای چوبی روی پارچه کتانی نقش میبندد. در این پرونده، از این هنر صنعت و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
پارچه ترمه را شاید بتوان نفیسترین و ظریفترین پارچه ایرانی نامید. با طرحهای پلکانی و رنگهای شاد، گرم و نرم، ترمه قرنهاست که بر تن شاهان و درباریان و مردم عادی نشسته است. در این پرونده، از این هنر صنعت و ظرفیت برند شدنش میگوییم.
بریتانیا یکی از قویترین برندهای ملی تاریخ معاصر است که توانسته حتی پس از افول امپراتوری، نفوذ جهانی خود را از طریق زبان، فرهنگ، رسانه، آموزش و اقتصاد حفظ کند.
اگر معاونت علمی قرار بود ایران آینده را بسازد، چرا هنوز تصویر جهانی ایران بیشتر به گذشته و بحران گره خورده تا به نوآوری و فناوری؟
اگر تهران ویترین ایران است، چرا هنوز تصویر این شهر در جهان بیشتر با بحران تعریف میشود تا با فرهنگ و زندگی؟
این داستان نشان میدهد که «نادرهای طبیعی» چگونه میتوانند برند یک کشور را جهانی کنند.
این داستان نشان میدهد که «طبیعت» اگر درست معرفی شود، میتواند موتور محرک برند ملی باشد.
این داستان میگوید چطور یک کشور کوچک محاصرهشده با تکیه بر «سرمایه فرهنگی و انسانی»، برندی فراتر از محدودیتهای سیاسی ساخته است.
این داستان میگوید چطور بوتسوانا با مدیریت هوشمندانه منابع طبیعی و نهادهای شفاف، برند «ثبات و اعتماد» را در قارهای پرچالش ساخته است.
این داستان میگوید چطور یک کشور کوچک با منابع طبیعی محدود، با تمرکز بر «کیفیت زندگی» و «سرمایهگذاری روی انسان»، برندی ساخته که فراتر از محصولات صادراتی (نوکیا، بازی موبایل کلش آو کلنز، و محصولات چوبی)، یک «الگوی جهانی» شده است.
برند ملی فیلیپین بر «انسانمحوری، دیاسپورا و اقتصاد خدماتی» استوار است و نمونهای از قدرت نرم مبتنی بر مردم در اقتصاد جهانی محسوب میشود.