مقاله سیوپنجم: کمیسیون ملی آیسسکو در ایران
نماینده ایران در جهان اسلام یا نهادی کماثر در دیپلماسی فرهنگی و علمی کشورهای اسلامی؟
اگر کمیسیون ملی آیسسکو در ایران مسئول توسعه همکاریهای فرهنگی و علمی جهان اسلام است، چرا هنوز سهم ایران در روایت فرهنگی و تمدنی معاصر جهان اسلام، بسیار کمتر از ظرفیت تاریخی و فکری آن به نظر میرسد؟
14050318104945
تاریخ و ساعت خبر:
174
کد خبر:
برند ملی - در جهان امروز، قدرت کشورها تنها در روابط سیاسی و اقتصادی خلاصه نمیشود؛ بلکه در شبکههای فرهنگی، علمی، آموزشی و تمدنی نیز شکل میگیرد.
جهان اسلام با جمعیتی بیش از یک میلیارد نفر، صدها دانشگاه، مراکز علمی، نهادهای فرهنگی و ظرفیتهای گسترده انسانی، یکی از مهمترین عرصههای رقابت برای گسترش قدرت نرم کشورهاست.
در این میان، سازمان آیسسکو بهعنوان نهاد تخصصی همکاریهای آموزشی، علمی و فرهنگی جهان اسلام، بستری مهم برای تعامل، شبکهسازی و تقویت نفوذ فرهنگی کشورهای عضو فراهم کرده است.
در ایران نیز کمیسیون ملی آیسسکو وظیفه هماهنگی و توسعه همکاریهای کشور با این سازمان را بر عهده دارد و میتواند یکی از ابزارهای مهم دیپلماسی فرهنگی و علمی ایران باشد.
اما پرسش اساسی این است:
اگر کمیسیون ملی آیسسکو در ایران مسئول توسعه همکاریهای فرهنگی و علمی جهان اسلام است، چرا هنوز سهم ایران در روایت فرهنگی و تمدنی معاصر جهان اسلام، بسیار کمتر از ظرفیت تاریخی و فکری آن به نظر میرسد؟
جهان اسلام؛ میدان رقابت قدرت نرم
امروزه کشورهای اسلامی تنها برای افزایش نفوذ سیاسی رقابت نمیکنند، بلکه برای تثبیت جایگاه خود در حوزه فرهنگ، علم، آموزش، رسانه و مرجعیت تمدنی نیز سرمایهگذاری گستردهای انجام میدهند.
کشورهایی مانند ترکیه، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر و مالزی طی سالهای اخیر با توسعه دانشگاههای بینالمللی، سرمایهگذاری در رسانه، برگزاری رویدادهای فرهنگی و گسترش همکاریهای علمی، تلاش کردهاند نقش پررنگتری در جهان اسلام ایفا کنند.
در مقابل، با وجود پیشینه تاریخی و فرهنگی ایران، میزان اثرگذاری آن در این عرصه همچنان کمتر از ظرفیتهای موجود به نظر میرسد.
مسئله اول؛ حضور کمرنگ در افکار عمومی جهان اسلام
بخش قابل توجهی از افکار عمومی کشورهای اسلامی، شناخت محدودی از فرهنگ معاصر، ظرفیتهای علمی، دانشگاهی، هنری و نوآورانه ایران دارند.
در حالی که کمیسیون ملی آیسسکو میتواند نقش مهمی در معرفی تصویر فرهنگی و علمی ایران ایفا کند، حضور آن در شکلدهی به این تصویر چندان محسوس نیست.
در نتیجه، بخش مهمی از ظرفیتهای فرهنگی ایران در ذهن مخاطبان جهان اسلام ناشناخته باقی مانده است.
مسئله دوم؛ غلبه روایت سیاسی بر دیپلماسی فرهنگی
در بسیاری از موارد، روابط ایران با کشورهای اسلامی بیشتر از دریچه مسائل سیاسی، امنیتی و تحولات منطقهای دیده میشود.
این وضعیت موجب شده ظرفیتهای فرهنگی، دانشگاهی، هنری و علمی ایران کمتر در کانون توجه قرار گیرد.
در حالی که یکی از مأموریتهای اصلی نهادهایی مانند کمیسیون ملی آیسسکو میتواند ایجاد توازن در این تصویر و تقویت روایت فرهنگی ایران باشد.
مسئله سوم؛ ضعف در دیپلماسی علمی جهان اسلام
ایران در برخی حوزههای علمی، فناوری و آموزش عالی دارای توانمندیهای قابل توجهی است.
با این حال، این ظرفیتها هنوز به شبکهای گسترده از همکاریهای علمی، پروژههای مشترک، تبادل دانشگاهی و مشارکتهای پژوهشی در جهان اسلام تبدیل نشدهاند.
نقش کمیسیون ملی آیسسکو در توسعه این شبکهها، همچنان محدودتر از ظرفیتهای بالقوه آن ارزیابی میشود.
مسئله چهارم؛ کمرنگ بودن روایت تمدنی معاصر ایران
ایران یکی از مهمترین مراکز تاریخی تمدن اسلامی است و میراث علمی، فلسفی، ادبی و فرهنگی ارزشمندی در اختیار دارد.
اما این سرمایه تاریخی، هنوز به روایتی معاصر، الهامبخش و آیندهمحور برای مخاطبان جهان اسلام تبدیل نشده است.
در نتیجه، تصویر ایران در بسیاری از رسانههای منطقه همچنان بیش از آنکه فرهنگی و تمدنی باشد، سیاسی و امنیتی است.
مسئله پنجم؛ حضور محدود در فضای رسانهای و دیجیتال
نسل جدید جهان اسلام بخش عمدهای از اطلاعات خود را از طریق شبکههای اجتماعی، رسانههای دیجیتال و پلتفرمهای آنلاین دریافت میکند.
در مقابل، بخش مهمی از فعالیتهای فرهنگی رسمی ایران همچنان بر نشستها، همایشها و برنامههای سنتی متمرکز است.
در چنین شرایطی، ضعف حضور رسانهای و دیجیتال، فرصت اثرگذاری بر افکار عمومی منطقه را کاهش میدهد.
مسئله ششم؛ همکاریهای فرهنگی بدون اثر اجتماعی گسترده
بسیاری از همکاریهای فرهنگی در سطح تفاهمنامهها، نشستهای تخصصی و برنامههای رسمی باقی میمانند.
در حالی که قدرت نرم زمانی شکل میگیرد که دانشجویان، پژوهشگران، هنرمندان، دانشگاهها، سازمانهای مردمنهاد و نسل جوان در این همکاریها مشارکت فعال داشته باشند.
بدون شکلگیری چنین شبکههایی، اثرگذاری فرهنگی نیز محدود خواهد ماند.
مسئله هفتم؛ عقبماندن از رقابت فرهنگی منطقه
کشورهای مختلف منطقه طی سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای در توسعه دانشگاههای بینالمللی، شهرهای خلاق، گردشگری فرهنگی، صنایع فرهنگی و رسانه انجام دادهاند.
این اقدامات به تقویت تصویر فرهنگی آنها در جهان اسلام کمک کرده است.
در مقابل، ایران با وجود پشتوانه تمدنی غنی، نتوانسته به همان اندازه از ظرفیتهای فرهنگی خود برای تقویت برند ملی بهرهبرداری کند.
مسئله هشتم؛ تمدنی بزرگ، نفوذ نرم محدود
شاید مهمترین تناقض آن باشد که ایران یکی از مهمترین خاستگاههای تمدن اسلامی محسوب میشود، اما سهم آن در شکلدهی به روایت فرهنگی و علمی معاصر جهان اسلام، متناسب با این جایگاه تاریخی نیست.
این شکاف نشان میدهد که تبدیل سرمایههای تمدنی به قدرت نرم، نیازمند راهبردی فعالتر، شبکهسازی گستردهتر و حضور مؤثرتر در عرصههای فرهنگی و علمی منطقه است.
چه باید کرد؟
1. تبدیل کمیسیون ملی آیسسکو به موتور دیپلماسی فرهنگی ایران
این کمیسیون باید فراتر از یک نهاد هماهنگکننده اداری عمل کرده و به یکی از بازیگران اصلی توسعه قدرت نرم ایران در جهان اسلام تبدیل شود.
2. طراحی روایت نوین از ایران در جهان اسلام
ایران باید علاوه بر نقش سیاسی، با روایتهایی مبتنی بر فرهنگ، علم، نوآوری، هنر و تمدن نیز در افکار عمومی جهان اسلام شناخته شود.
3. توسعه شبکههای علمی و دانشگاهی منطقهای
گسترش همکاریهای پژوهشی، تبادل استاد و دانشجو، پروژههای مشترک و ایجاد شبکههای علمی، میتواند جایگاه ایران را در جهان اسلام تقویت کند.
4. تقویت حضور رسانهای و دیجیتال
روایت فرهنگی ایران باید با استفاده از رسانههای نوین، تولید محتوای چندزبانه و حضور فعال در فضای دیجیتال به مخاطبان جهان اسلام ارائه شود.
5. فعالسازی ظرفیت نسل جوان و نخبگان فرهنگی
قدرت نرم زمانی پایدار خواهد بود که دانشگاهیان، پژوهشگران، هنرمندان، فعالان فرهنگی و نسل جوان در تعاملات منطقهای نقشآفرینی کنند و به بخشی از شبکه فرهنگی جهان اسلام تبدیل شوند.
پرسش پایانی
اگر کمیسیون ملی آیسسکو در ایران مسئول توسعه همکاریهای فرهنگی و علمی جهان اسلام است، چرا هنوز سهم ایران در روایت فرهنگی و تمدنی معاصر جهان اسلام، بسیار کمتر از ظرفیت تاریخی و فکری آن به نظر میرسد؟
برای دانلود فایل ضمیمه کلیک کنید

بازگشت به ابتدای صفحه
ديپلماسي زباني و مؤسسات فراملي؛ درسهايي از الگوي مؤسسه کنفوسيوس چين براي برندسازي ملي ايران
1405-06-21 _ تعداد بازدید: 12
در روابط بينالملل قرن بيستويکم، تعاملات ميان کشورها بيش از آنکه متکي بر ابزارهاي نظامي يا اقتصادي (Hard Power) باشد، بر پايه ديپلماسي فرهنگي، آموزش و ارتباطات بينالمللي شکل ميگيرد. طبق نظريه سازندهگرايي (Constructivism)، واقعيت سياسي جهان را ايدهها، هويتها و هنجارهاي مشترک ميسازند.
بیشتر بدانیم
از تصوير ذهني تا وفاداري گردشگر؛ الگوي برندسازي ژئوپارکها و توسعه پايدار برند ملي
1405-06-21 _ تعداد بازدید: 14
توسعه گردشگري پايدار و مديريت برند مقصد، يکي از پوياترين حوزههاي رشد اقتصادي و تمايز برندهاي ملي در جهان به شمار ميرود. بسياري از کشورها در حال گذار از اقتصادهاي متکي بر منابع به سمت رشد گردشگريمحور هستند. در اين ميان، ژئوپارکهاي جهاني يونسکو (UNESCO Global Geoparks) بهعنوان داراييهاي استراتژيک براي توسعه پايدار، حفاظت از محيطزيست و توانمندسازي جوامع محلي شناخته ميشوند.
بیشتر بدانیم
آينده برندسازي ملي در عصر ديجيتال؛ درسهايي از الگوي توسعه و قدرت نرم آسهآن
1405-06-21 _ تعداد بازدید: 12
در جهان امروز، برندسازي ملي ديگر صرفاً به تبليغات سنتي، توليد شعارهاي رسانهاي يا طراحي کمپينهاي گردشگري محدود نميشود. قدرت نرم کشورها بيش از گذشته به توانايي آنها در ترکيب ميراث فرهنگي، کيفيت محصولات، استانداردهاي بينالمللي و نوآوريهاي ديجيتال وابسته است.
بیشتر بدانیم
چگونه سفرنامه يک يوتيوبر بريتانيايي برند ملي ايران را بازآفريني کرد؟
1405-06-21 _ تعداد بازدید: 18
در روزگاري که تصوير ايران در رسانههاي بينالمللي غالباً تحت تأثير روايتهاي يکسويه قرار دارد، سفرنامه تصويري جي پالفري (Jay Palfrey)، مستندساز و بلاگر بريتانيايي، زاويهاي متفاوت از واقعيتهاي جامعه، فرهنگ و زيرساختهاي ايران را به تصوير کشيده است.
بیشتر بدانیم