روایت ۲۹ | «میلیونها سفیر در سراسر جهان»
این داستان میگوید چطور یک کشور فقیر با صادرات نیروی کار ماهر و ساده، برند ملی خود را ساخته و میلیاردها دلار ارز به کشور بازگردانده است.
14050317133523
تاریخ و ساعت خبر:
149
کد خبر:
برند ملی - فیلیپین کشور فقیری در جنوب شرق آسیا است، با تاریخچه استعمار (اسپانیا، آمریکا، ژاپن)، زلزله، طوفان و فساد. اما فیلیپین یک مزیت دارد که بسیاری از کشورها ندارند: **مردمش**. بیش از ۱۰ میلیون فیلیپینی در خارج از کشور زندگی یا کار میکنند – یکی از بزرگترین دیاسپوراهای جهان نسبت به جمعیت. این میلیونها کارگر، پرستار، خدمتکار، ملوان و پرستار فیلیپینی، سفیران برند «باهوش، مهربان و سختکوش» فیلیپین در سراسر جهان شدهاند. این داستان میگوید چطور یک کشور فقیر با صادرات نیروی کار ماهر و ساده، برند ملی خود را ساخته و میلیاردها دلار ارز به کشور بازگردانده است.
**مشکل از کجا شروع شد**
فیلیپین در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ اقتصاد وابسته به کشاورزی و عقبمانده داشت. نرخ بیکاری بالا، استاندارد زندگی پایین، و مهاجرت نیروی کار به خارج، عمدتاً به آمریکا (به دلیل پیوندهای استعماری قدیم) آغاز شد. در دهه ۱۹۷۰، دولت فیلیپین رسماً صادرات نیروی کار را به عنوان یک استراتژی توسعه پذیرفت. «کارگران خارجی فیلیپینی» (Overseas Filipino Workers - OFWs) متولد شدند. در ابتدا، این کارگران عمدتاً به عنوان خدمتکار، ملوان و کارگر ساختمانی به خاورمیانه (عربستان سعودی، امارات، قطر، کویت) رفتند. بعداً، پرستاران فیلیپینی به آمریکا، بریتانیا، کانادا و اروپا مهاجرت کردند. امروز، هر ساله حدود ۲ میلیون فیلیپینی برای کار به خارج میروند.
**چه کردند**
**اقدام اول: پذیرش رسمی صادرات نیروی کار به عنوان استراتژی ملی**
در ۱۹۷۴، دولت فیلیپین قانون کارگران خارجی را تصویب کرد و سازمانی برای مدیریت و حمایت از این کارگران (اداره اشتغال خارجی - POEA) تأسیس شد. استراتژی صریح و رسمی بود: «ما مردم خود را صادر میکنیم؛ آنها پول پسمیفرستند.» دولت فرآیندهای اعزام، آموزش و حمایت از کارگران را سازماندهی کرد. دفاتر دیپلماتیک فیلیپین در کشورهای مقصد، بخشهای ویژهای برای حمایت از کارگران فیلیپینی راه انداختند. این حمایت دولتی، اعتماد به «برند فیلیپینی» را در بازار کار جهانی افزایش داد. کارفرمایان خاورمیانه و آسیا به مرور فهمیدند که «کارگر فیلیپینی» قابل اعتماد، خوش برخورد، مسلط به انگلیسی، و قانونمدار است.
**اقدام دوم: برند «پرستار جهان» – قدرت نرم سفیدپوشان**
پرستاران فیلیپینی به یکی از معروفترین «برندهای صادراتی» این کشور تبدیل شدهاند. فیلیپین دومین صادرکننده بزرگ پرستار به آمریکا (پس از هند) و تأمینکننده اصلی پرستار برای بریتانیا، کانادا، آلمان و کشورهای خاورمیانه است. دلیل؟ آموزش پرستاری فیلیپین بر اساس استانداردهای آمریکایی (به دلیل استعمار سابق) طراحی شده است. زبان انگلیسی در فیلیپین زبان آموزش است (بر خلاف همسایگانش در آسیا). سیستم آموزشی پرستاری یکپارچه (۴ سال لیسانس + ۱ سال کارورزی) فارغالتحصیلانی آماده به کار تحویل میدهد. امروز، بیش از ۴۰۰,۰۰۰ پرستار فیلیپینی در خارج کار میکنند. در یک کدبانوی آمریکایی یا یک مدیر هتل در دبی، «پرستار فیلیپینی» نماد دلسوزی، صبر و مهارت است.
**اقدام سوم: اقتصاد ارسال پول (Remittances) – رگ حیات اقتصاد فیلیپین**
هر ساله، بیش از ۳۵ میلیارد دلار توسط فیلیپینیهای خارج از کشور به داخل کشور فرستاده میشود – حدود ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی فیلیپین. این ارز، کسری تجاری فیلیپین را جبران میکند، ذخایر ارزی را تقویت میکند، و میلیونها خانواده را از خط فقر خارج ساخته است. دولت فیلیپین بانکها و دفاتر ارسال پول را تشویق کرده است تا هزینه انتقال پول را کاهش دهند. همچنین، کارگران خارجی از مالیات بر درآمد خارج از کشور معاف هستند و میتوانند کالاهای وارداتی خود را بدون عوارض گمرکی وارد کنند (تا حد مشخصی). این سیاستها به «برند فیلیپینی» در داخل نیز اعتبار بخشیده: کسانی که در خارج کار میکنند، قهرمانان ملی محسوب میشوند.
**اقدام چهارم: نرمافزار «باهوش، مهربان و انگلیسی زبان» – قدرت نرم دیاسپورا**
بیش از ۱۰ میلیون فیلیپینی خارج از کشور به عنوان سفیران غیررسمی فیلیپین عمل میکنند. یک خدمتکار فیلیپینی در یک خانواده ایتالیایی، تصویر فیلیپین را در ذهن ۵ نفر (پدر، مادر، دو فرزند، پدربزرگ) تغییر میدهد. یک پرستار فیلیپینی در بیمارستانی در آلمان، تصویر فیلیپین را در ذهن همه همکاران و بیمارانش شکل میدهد. یک مهندس فیلیپینی در دبی، همکارانش را به مهمانی دعوت میکند و غذاهای فیلیپینی سرو میکند. این قدرت نرم، با هیچ بودجه تبلیغاتی قابل خرید نیست. فیلیپین از این مزیت به خوبی بهره برده است. کمپین «قلب آسیایی بودن» (It's More Fun in the Philippines) برای گردشگری و «شما را با آغوش باز استقبال میکنیم» (Open for Business) برای جذب سرمایه، هر دو بر «مهربانی و صمیمیت فیلیپینی» تکیه دارند.
**اقدام پنجم: دیپلماسی هوشمندانه برای حمایت از شهروندان خارج از کشور**
دولت فیلیپین در قبال کارگران خارجی خود مسئولیت میپذیرد. دفاتر وابسته کار (Labor Attachés) در سفارتها از حقوق کارگران فیلیپینی دفاع میکنند. در موارد بحرانی (اعدام، اخراج دسته جمعی، بیماری)، دولت فیلیپین به سرعت وارد عمل میشود. این حمایت دولتی، اعتماد کارگران و خانوادههایشان را به برند «فیلیپینی» افزایش میدهد. به عنوان مثال، در بحران کویت (۲۰۱۸) که یک کارگر فیلیپینی توسط کارفرمایش به قتل رسید، دولت فیلیپین اعزام کارگر به کویت را ممنوع کرد و توانست امنیت بیشتری برای کارگرانش بگیرد.
**نتیجه چه شد**
- بیش از **۱۰ میلیون فیلیپینی** در خارج از کشور (تقریباً ۱۰ درصد جمعیت).
- هر ساله حدود **۲ میلیون فیلیپینی** به خارج اعزام میشوند.
- سالانه بیش از **۳۵ میلیارد دلار ارز** از طریق کارگران خارجی به فیلیپین وارد میشود.
- فیلیپین دومین صادرکننده بزرگ پرستار جهان (پس از هند) و تامینکننده اصلی پرستار برای آمریکا، بریتانیا، کانادا و آلمان است.
- برند فیلیپین در جهان: «مردم سختکوش، خوشبرخورد، انگلیسی زبان، و قابل اعتماد.»
- گردشگری فیلیپین نیز از این برند بهره میبرد: از ۳ میلیون توریست (۲۰۱۰) به بیش از ۸ میلیون (۲۰۱۹) رسیده است. کمپین «بیشتر از این در فیلیپین سرگرمکننده است» (It's More Fun in the Philippines) بازتاب مثبتی داشته است.
**درس برای ایران**
**درس اول:** دیاسپورای ایران (بیش از ۴ میلیون نفر در سراسر جهان، شامل پزشکان، مهندسان، دانشگاهیان، تاجران و هنرمندان) بزرگترین سرمایه برندسازی ایران است. یک جراح ایرانی در آمریکا، یک مهندس نرمافزار در کانادا، یک استاد دانشگاه در استرالیا، و یک رستوراندار ایرانی در لندن، هر یک سفیر برند «مهماننوازی و هوش ایرانی» هستند. دولت ایران باید این سرمایه را به رسمیت بشناسد و با آنها ارتباط برقرار کند، نه قطع ارتباط. صدور «کارت هوشمند دیاسپورا» (مثل e-Residency استونی)، ایجاد پلتفرمهای همکاری سرمایهگذاری، و تسهیل بازگشت موقت، میتواند شبکه دیاسپورا را به سمت ارسال سرمایه، تخصص، و نفوذ (سرمایه اجتماعی) هدایت کند. فیلیپین نشان داد که صادرات نیروی کار را میتوان به یک استراتژی ملی تبدیل کرد. ایران نیز میتواند صادرات خدمات تخصصی (پزشکی، مهندسی، نرمافزار) را سازماندهی و برندسازی کند.
**درس دوم:** یک «برند انسانی» (مهربان، باهوش، سختکوش) میتواند قویتر از هر کمپین تبلیغاتی باشد. فیلیپین بودجه کلانی برای تبلیغات خارج از کشور ندارد، اما میلیونها شهروندش پخش کننده پیام «مهربانی و سختکوشی» هستند. ایران نیز با شهرت «مهماننوازی ایرانی» در میان خارجیهایی که به ایران سفر کردهاند، پتانسیل مشابهی دارد. هر خارجی که مهمان یک خانواده ایرانی شده باشد، تصویری مثبت از ایران و ایرانی در ذهن دارد. این سرمایه نادیده گرفته شده است.
**درس سوم:** زبان انگلیسی (یا هر زبان بینالمللی دیگر) یک مزیت صادراتی عظیم است. فیلیپینیها به دلیل انگلیسی زبان بودن، در بازار کار جهانی برتری دارند. ایران با جمعیت جوان تحصیلکرده و نرخ بالای سواد انگلیسی (در مقایسه با منطقه)، میتواند صادرات خدمات فناوری اطلاعات، مترجمی، مشاوره، و پزشکی را به کشورهای همسایه و حتی فراتر از آن توسعه دهد. سرمایهگذاری روی آموزش زبانهای خارجی یک سرمایهگذاری برندسازی است.
**درس چهارم:** دولت باید به عنوان حامی و پشتیبان دیاسپورا عمل کند، نه مانع. فیلیپین دفاتر ویژهای برای حمایت از کارگران خود در خارج ایجاد کرده است. ایران نیز میتواند دفاتری برای «خدمات ایرانیان خارج از کشور» در سفارتخانهها یا کنسولگریها ایجاد کند که خدمات بانکی، حقوقی، آموزشی و سرمایهگذاری ارائه دهند. این تسهیلات، اعتماد و وفاداری دیاسپورا را جلب کرده و آنها را به سفیران برند ایران تبدیل میکند.
**درس پنجم:** موفقیت دیاسپورا، برند ملی را تقویت میکند. زمانی که یک ایرانی در مسابقات علمی بینالمللی مقام میآورد، یک فیلم ایرانی اسکار میگیرد، یا یک پزشک ایرانی در نیویورک موفق میشود، نام ایران در رسانههای جهان برده میشود. دولت باید این موفقیتها را با جشنهای ملی، جوایز، و پوشش رسانهای گسترده، پاس بدارد. تعلق خاطر دیاسپورا به ایران، بزرگترین هدیه برای برند ملی است.
**خلاصه مدیریتی**
فیلیپین با پذیرش رسمی صادرات نیروی کار به عنوان استراتژی توسعه در ۱۹۷۴، سازماندهی دولتی فرآیندهای اعزام و آموزش، تمرکز بر بازارهای رشد (پرستاری در آمریکا/کانادا/آلمان، کارگران ساختمانی در خاورمیانه، ملوانان در کشتیهای تجاری جهانی)، و حمایت دیپلماتیک از کارگران خارج از کشور، صنعت صادرات نیروی کار خود را به بزرگترین صنعت خود تبدیل کرده است. امروز بیش از ۱۰ میلیون فیلیپینی خارج از کشور زندگی و کار میکنند و سالانه بیش از ۳۵ میلیارد دلار به داخل کشور ارسال میکنند (۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی). مهمترین درس برای ایران: «دیاسپورا بزرگترین سرمایه برندسازی است. هر ایرانی خارج از کشور یک سفیر بالقوه است. حمایت از آنها، اتصال به آنها، و به رسمیت شناختن آنها، قدرتمندترین تبلیغ برند «مهماننوازی، هوش و صلحطلبی ایرانی» در جهان خواهد بود.»
**منابع برای مطالعه بیشتر**
- گزارش بانک جهانی: Migration and Remittances Factbook 2023 (Philippines)
- وبسایت رسمی اداره اشتغال خارجی فیلیپین (POEA)
- گزارش OECD: Investing in Youth – Philippines
- کتاب «The Global Filipino Nurse» – انتشارات دانشگاه مانيلا
برای دانلود فایل ضمیمه کلیک کنید

بازگشت به ابتدای صفحه
پارلمان بخش خصوصی یا بازیگر خاموش برند اقتصادی ایران؟
1405-03-18 _ تعداد بازدید: 7
اگر اتاق بازرگانی نماینده بخش خصوصی ایران است، چرا هنوز بخش خصوصی نتوانسته تصویر جهانی قدرتمندی از اقتصاد ایران بسازد؟
بیشتر بدانیم
صدای ایران برای جهان یا رسانهای محدود به مخاطبان همسو؟
1405-03-18 _ تعداد بازدید: 0
اگر معاونت برونمرزی صداوسیما قرار بود صدای ایران برای جهان باشد، چرا هنوز جهان ایران را بیشتر از رسانههای رقیب میشناسد؟
بیشتر بدانیم
موتور دیپلماسی علمی ایران یا نظام دانشگاهی منزوی از جهان؟
1405-03-18 _ تعداد بازدید: 0
اگر وزارت علوم مسئول توسعه علمی کشور است، چرا هنوز «ایران علمی» نتوانسته به یکی از ستونهای اصلی برند ملی ایران تبدیل شود؟
بیشتر بدانیم
برند ملی اینترنتی؛ نقش شبکههای اجتماعی، اینفلوئنسرها و محتوای وایرال
1405-03-18 _ تعداد بازدید: 0
تا دو دهه پیش، برند ملی در تلویزیونهای بینالمللی، روزنامههای بزرگ و مجلات معتبر ساخته میشد. یک کشور برای بهبود تصویر خود نیاز به پوشش خبری مثبت در CNN یا بیبیسی داشت. آن روزها تمام شد.
بیشتر بدانیم