روایت 17 | «جام جهانی که یک کشور را دوباره متولد کرد»
آفریقای جنوبی تا 1994 نماد آپارتاید و تحریمهای جهانی بود. بخش بزرگی از جهان با این کشور رابطه تجاری نداشت. ورزشکارانش از المپیک محروم بودند. برند ملی آفریقای جنوبی در پایینترین سطح ممکن قرار داشت. اما آفریقای جنوبی در سال 2010 میزبان جام جهانی فوتبال شد – اولین بار در تاریخ آفریقا. این رویداد برند آفریقای جنوبی را از «کشور آپارتاید» به «مقصد مهماننواز، رنگارنگ و جذاب» تبدیل کرد.
14050317130920
تاریخ و ساعت خبر:
137
کد خبر:
برند ملی - این داستان میگوید چطور یک رویداد بزرگ جهانی میتواند برند یک کشور را در عرض چند هفته بازتعریف کند.
مشکل از کجا شروع شد
1994. آپارتاید سقوط کرد. نلسون ماندلا آزاد شد و رئیسجمهور گردید. جهان آفریقای جنوبی را تحسین کرد، اما تصویر این کشور هنوز با «تبعیض نژادی»، «خشونت» و «فقر» گره خورده بود.
گردشگری آفریقای جنوبی در 1994 حدود 3 میلیون نفر در سال بود (برای کشوری به وسعت چند برابر فرانسه، این عدد بسیار پایین بود). سرمایهگذاران خارجی هنوز مردد بودند.
سؤال: چطور میتوان جهان را قانع کرد که آفریقای جنوبی تغییر کرده است؟ پاسخ: با میزبانی بزرگترین رویداد ورزشی جهان.
چه کردند
اقدام اول: لابی برای میزبانی جام جهانی 2010
سال 2000. آفریقای جنوبی اعلام کرد برای میزبانی جام جهانی 2006 نامزد میشود. رقبا: آلمان، انگلستان، مراکش. فیفا به آلمان رأی داد. اما فیفا در همان سال قانون «چرخش قارهای» را تصویب کرد: جام جهانی باید به نوبت در قارههای مختلف برگزار شود و آفریقا نوبتش بود.
سال 2004. آفریقای جنوبی برای میزبانی 2010 نامزد شد. رقبای اصلی: مصر و مراکش. نلسون ماندلا شخصاً در جلسه رأیگیری در زوریخ حاضر شد. حضور ماندلا – نماد صلح و مبارزه با آپارتاید – تصمیم را تغییر داد. آفریقای جنوبی برنده شد.
جهان برای اولین بار میزبانی جام جهانی را به یک کشور آفریقایی داد.
اقدام دوم: ساختن زیرساخت با شعار «20 سال در 5 سال»
ساخت استادیومها، فرودگاهها، جادهها، هتلها و خطوط ریلی در مدت 5 سال انجام شد. هزینه: حدود 3 میلیارد دلار.
استادیوم شهر سووتو (سوکر سیتی) بازسازی شد. استادیوم کیپتاون جدید ساخته شد. استادیوم موسی ماپیدا در دوربان. استادیوم نلسون ماندلا بی در پورت الیزابت. فرودگاه بینالمللی اولیور تامبو در ژوهانسبورگ توسعه یافت.
آفریقای جنوبی به جهان نشان داد میتواند پروژههای عظیم را در زمان رکورد تحویل دهد. این خودش یک پیام برندسازی بود: «ما توانمندیم.»
اقدام سوم: کمپین «بازگشت به خانه، احساسش کن»
شعار جام جهانی آفریقای جنوبی: «Ke Nako» (در زبان سوتو یعنی «الان وقتش است» یا «بازگشت به خانه»).
این شعار هم به بازگشت فوتبال به آفریقا اشاره داشت (آفریقا مهد فوتبال مدرن نیست، اما عشق به فوتبال در آفریقا بینظیر است) و هم به بازگشت آفریقای جنوبی به جامعه جهانی بعد از آپارتاید. یک شعار دو لایه، بسیار هوشمندانه.
همزمان، کمپین گردشگری «بازگشت به خانه، احساسش کن» (Feel It. It's Coming Home) راه افتاد. هدف: جذب توریستهایی که در زمان مسابقات به آفریقای جنوبی سفر میکنند، و بعد هم برگردند.
اقدام چهارم: افتتاحیه به یادماندنی با ماندلا
11 ژوئن 2010. استادیوم سوکر سیتی، ژوهانسبورگ. مراسم افتتاحیه جام جهانی. نلسون ماندلا، 91 ساله، با خودروی گلف در استادیوم حضور یافت. تماشاگران اشک ریختند. جهان اشک ریخت.
ماندلا نماد پیروزی بر آپارتاید بود. حضور او در افتتاحیه، جام جهانی را از یک رویداد ورزشی به یک رویداد نمادین تبدیل کرد. تصویر ماندلا با لباس گرم در ورزشگاه زمستانی ژوهانسبورگ، در تمام رسانههای جهان پخش شد.
سازمان مسابقات (با وجود انتقادات اولیه از ترافیک و فاصله زیاد بین استادیومها) موفق و بیحاشیه بود. هواداران با خاطره خوب آفریقای جنوبی را ترک کردند.
نتیجه چه شد
گردشگری آفریقای جنوبی در سال 2010 به بیش از 8 میلیون نفر رسید (رشد 170 درصدی نسبت به 2006). 313,000 توریست بینالمللی صرفاً برای جام جهانی آمدند. بیش از یک میلیارد نفر در جهان مسابقات را از تلویزیون تماشا کردند و نام «آفریقای جنوبی» را شنیدند.
اما مهمتر از آمار فوری، تأثیر بلندمدت بود. بعد از جام جهانی، برند آفریقای جنوبی در ذهن جهان تغییر کرد: از «کشور آپارتاید» به «کشور ماندلا»، «کشور رنگهای زنده»، «کشوری که جام جهانی را به خوبی برگزار کرد». سرمایهگذاری خارجی در سالهای بعد از جام جهانی افزایش یافت. گردشگری آفریقای جنوبی بعد از کرونا هم بهبود یافت و به بیش از 10 میلیون توریست (2024) رسید.
آفریقای جنوبی توانست با یک رویداد 30 روزه، برندی را که 30 سال برای پاک کردنش تلاش کرده بود، دوباره بسازد.
درس برای ایران
درس اول: یک رویداد جهانی میتواند برند ملی را در چند هفته بازتعریف کند
یک رویداد جهانی میتواند برند ملی را در چند هفته بازتعریف کند. آفریقای جنوبی قبل از جام جهانی «کشور خشونت و آپارتاید» بود، بعد از جام جهانی «کشور مهماننواز و رنگارنگ». ایران هم با میزبانی رویدادهای بینالمللی (ورزشی، علمی، فرهنگی) میتواند پنجرهای به جهان باز کند تا چهره واقعی خود را نشان دهد. یک رویداد موفق، ارزش تبلیغاتی معادل میلیاردها دلار کمپین تبلیغاتی دارد.
درس دوم: نمادهای مثبت، ابزارهای قدرتمند برندسازی هستند
نمادهای مثبت (مثل نلسون ماندلا) ابزارهای قدرتمند برندسازی هستند. ایران نیز شخصیتهای علمی، فرهنگی و هنری در سطح بینالمللی دارد که میتوانند سفیران برند ملی باشند. یک پزشک برجسته ایرانی در جهان، یک فیلمساز موفق، یک شاعر یا یک ورزشکار جهانی، میتوانند نقش ماندلا را در روایت برند ایران ایفا کنند.
درس سوم: زیرساختهای ساخته شده برای رویداد بزرگ، سرمایهای ماندگار هستند
زیرساخت ساخته شده برای رویداد بزرگ، بعد از رویداد هم به کار میآید. استادیومها، هتلها و جادههای آفریقای جنوبی بعد از جام جهانی به صنعت گردشگری خدمت کردند. ایران هم میتواند رویدادهای جهانی را بهانهای برای سرمایهگذاری روی زیرساختها کند، به شرط آنکه برنامه بلندمدت برای استفاده از آنها وجود داشته باشد.
درس چهارم: داستان «بازگشت» فروشنده است
داستان «بازگشت» فروشنده است. آفریقای جنوبی نگفت «ما عالی هستیم»، گفت «ما از جایی برگشتیم که الان هستیم». مردم جهان داستان بازگشت را دوست دارند. ایران نیز داستان بازگشت از تحریمها و سختیها را دارد؛ اگر درست روایت شود، میتواند جهانیان را مجذوب کند. روایت «ایران، بازگشت تمدن» یا «ایران، از سختیها به پیشرفت» میتواند بسیار قدرتمند باشد.
درس پنجم: میزبانی موفق، فراتر از رویداد است
میزبانی موفق، فراتر از رویداد است. آفریقای جنوبی با سازماندهی بینقص، امنیت خوب و مهماننوازی، اعتماد جهان را جلب کرد. ایران نیز برای میزبانی هر رویداد جهانی، باید زیرساختهای امنیتی، لجستیکی و خدماتی را در سطح استانداردهای جهانی آماده کند. یک رویداد موفق، دروازهای به سوی رویدادهای بعدی است.
برنامه عملیاتی پیشنهادی برای ایران
گام اول: شناسایی یک رویداد بینالمللی بزرگ (ورزشی، علمی، فرهنگی) که ایران ظرفیت میزبانی آن را دارد و تدوین برنامه لابی برای کسب میزبانی آن در 5-10 سال آینده.
گام دوم: سرمایهگذاری هدفمند روی زیرساختهای مورد نیاز آن رویداد (استادیومها، هتلها، فرودگاهها، حملونقل) با نگاه به استفاده بلندمدت پس از رویداد.
گام سوم: طراحی یک کمپین بینالمللی با شعار نمادین (مانند «Ke Nako») که هم به ویژگیهای منحصربهفرد ایران اشاره داشته باشد و هم پیام امید و بازگشت را منتقل کند.
گام چهارم: استفاده از شخصیتهای علمی، فرهنگی و ورزشی برجسته ایران به عنوان سفیران برند ملی در رویداد و رسانههای بینالمللی.
گام پنجم: برنامهریزی برای بهرهبرداری گردشگری و اقتصادی از زیرساختهای ساخته شده پس از رویداد، با هدف جذب گردشگر و سرمایهگذار.
گام ششم: طراحی کمپین بینالمللی با شعار پیشنهادی «ایران، بازگشت تمدن» (Iran, The Return of Civilization) یا «ایران، وقت تازهای برای جهان» (Iran, A New Time for the World) و تولید محتوای تصویری با کیفیت سینمایی برای معرفی ظرفیتهای ایران.
---
خلاصه مدیریتی
آفریقای جنوبی تا 1994 نماد آپارتاید و تحریمهای جهانی بود. با میزبانی جام جهانی 2010، لابی هوشمندانه (حضور ماندلا در رأیگیری)، سرمایهگذاری 3 میلیارد دلاری روی زیرساخت در 5 سال، شعار نمادین «Ke Nako» (الان وقتش است)، و افتتاحیه به یادماندنی با حضور ماندلا 91 ساله، برند خود را بازسازی کرد. گردشگری به 8 میلیون نفر رسید و مهمتر از آن، تصویر آفریقای جنوبی از «کشور آپارتاید» به «کشور ماندلا و رنگهای زنده» تغییر کرد. یک رویداد 30 روزه، برندی 30 ساله را پاک کرد و بازنویسی نمود. مهمترین درس برای ایران: «یک رویداد بزرگ جهانی میتواند در عرض چند هفته، برندی را که سالها تحت تأثیر تصاویر منفی بوده است، بازتعریف کند. ایران با ظرفیتهای تاریخی، فرهنگی و طبیعی بینظیر، در صورت کسب میزبانی یک رویداد جهانی و اجرای موفق آن، میتواند پنجرهای به جهان باز کند که تصویر واقعی ایران – تمدن، مهماننوازی و پیشرفت – را به نمایش بگذارد و برندی جدید و ماندگار در ذهن جهانیان ایجاد نماید.»
---
منابع برای مطالعه بیشتر
- گزارش نهایی فیفا از جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی
- کتاب «The Fall of Apartheid and the Rise of South Africa's Brand» – انتشارات دانشگاه کیپتاون
- مستند «The 2010 World Cup: How South Africa Changed» – بیبیسی
- گزارش سالانه گردشگری آفریقای جنوبی (South Africa Tourism)
برای دانلود فایل ضمیمه کلیک کنید

بازگشت به ابتدای صفحه
ديپلماسي زباني و مؤسسات فراملي؛ درسهايي از الگوي مؤسسه کنفوسيوس چين براي برندسازي ملي ايران
1405-06-21 _ تعداد بازدید: 12
در روابط بينالملل قرن بيستويکم، تعاملات ميان کشورها بيش از آنکه متکي بر ابزارهاي نظامي يا اقتصادي (Hard Power) باشد، بر پايه ديپلماسي فرهنگي، آموزش و ارتباطات بينالمللي شکل ميگيرد. طبق نظريه سازندهگرايي (Constructivism)، واقعيت سياسي جهان را ايدهها، هويتها و هنجارهاي مشترک ميسازند.
بیشتر بدانیم
از تصوير ذهني تا وفاداري گردشگر؛ الگوي برندسازي ژئوپارکها و توسعه پايدار برند ملي
1405-06-21 _ تعداد بازدید: 14
توسعه گردشگري پايدار و مديريت برند مقصد، يکي از پوياترين حوزههاي رشد اقتصادي و تمايز برندهاي ملي در جهان به شمار ميرود. بسياري از کشورها در حال گذار از اقتصادهاي متکي بر منابع به سمت رشد گردشگريمحور هستند. در اين ميان، ژئوپارکهاي جهاني يونسکو (UNESCO Global Geoparks) بهعنوان داراييهاي استراتژيک براي توسعه پايدار، حفاظت از محيطزيست و توانمندسازي جوامع محلي شناخته ميشوند.
بیشتر بدانیم
آينده برندسازي ملي در عصر ديجيتال؛ درسهايي از الگوي توسعه و قدرت نرم آسهآن
1405-06-21 _ تعداد بازدید: 12
در جهان امروز، برندسازي ملي ديگر صرفاً به تبليغات سنتي، توليد شعارهاي رسانهاي يا طراحي کمپينهاي گردشگري محدود نميشود. قدرت نرم کشورها بيش از گذشته به توانايي آنها در ترکيب ميراث فرهنگي، کيفيت محصولات، استانداردهاي بينالمللي و نوآوريهاي ديجيتال وابسته است.
بیشتر بدانیم
چگونه سفرنامه يک يوتيوبر بريتانيايي برند ملي ايران را بازآفريني کرد؟
1405-06-21 _ تعداد بازدید: 18
در روزگاري که تصوير ايران در رسانههاي بينالمللي غالباً تحت تأثير روايتهاي يکسويه قرار دارد، سفرنامه تصويري جي پالفري (Jay Palfrey)، مستندساز و بلاگر بريتانيايي، زاويهاي متفاوت از واقعيتهاي جامعه، فرهنگ و زيرساختهاي ايران را به تصوير کشيده است.
بیشتر بدانیم